آخرالزمان - Content

آخرالزمان



تهران آخرالزمان ( دارالزوراء )



در این مقاله شما را با مشخصات تهران آخرالزمان آشنا میکنیم و همچنین به مقایسه روایات موجود با مشخصات تهران فعلی از طریق تصاویر تهیه شده می پردازیم.

همچنین به سوالات زیر پاسخ میدهیم :

زوراء  کجاست ؟

شهر زوراء که در روایات آمده کدام است ، تهران یا بغداد ؟




زوراء  کجاست ؟



بنا بر مشهور نزد مردم، «زَوراء» همان «بغداد» است و در لغت عرب از مادّۀ «زَور» به معنای کژی و انحراف، ریشه می گیرد. بغداد را به این دلیل زوراء نامیده اند که مسیر رود دجله، نرسیده به این شهر منحرف می شود . زوراء از اسامی دجله نیز هست . البتّه زوراء در اصل نام بخش غربی و کهن بغداد است؛ چنان که به باغ قدیم واقع در منطقۀ کرخ، در غرب بغداد، که هم اکنون نیز آثاری از آن برجای مانده است، باغ زوراء میگویند.

با پژوهش در روایات اسلامی، به ویژه اخبار مرتبط با حوادث آخرالزمان، چنین یافت می شود که واژۀ «زوراء» دو کاربرد متفاوت داشته و در سخنان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و امام علی(علیه السلام) بر «بغداد»، و در کلمات کعب الأحبار، امام صادق و امام مهدی(علیهما السلام) بر تمام «ری» (تهران جدید) یا بر «پشت ری» که همان شهر «تهران» قدیم باشد، «زوراء» اطلاق شده است. همچنین در سخنان یاران پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله) و امام علی(علیه السلام) ، مانند حذیفه، گاهی مراد از «زوراء» همان «بغداد» و زمانی مقصود از «زوراء» ، «پشت ری» یا بخش شمالی «تهران» جدید می باشد. در هر حال، در روایات اسلامی مرتبط با آخرالزمان، واژه های «ری» و «زوراء» تقریباً کاربرد و معنایی برابر با «تهران» دارند، مگر «پشت ری» که بر بخش شمالی تهران کنونی اطلاق می گردد.



حل مشکل زوراء ( تهران یا بغداد )



اما روایتى که مشکل را حل مى کند و اختلاف را از میان بر مى دارد و از آن فهمیده مى شود که مقصود از (دار الفاسقین) و زوراء در حدیث مفضل همان بغداد و تهران (دار الزوراء) است به حسب روایتى که مرحوم علامه ى مجلسى اعلى الله مقامه از مفضل بن عمر نقل کرده چنین است:



قال المفضل، قال لى جعفر بن محمد علیه السلام یا مفضل! أتدرى أینما وقعت دار الزوراء



قلت: الله وحجته أعلم،



فقال: اعلم یا مفضل ان فى حوالى الرى جبل أسود تبنى فى ذیله بلدة تسمى بالطهران، وهى (دار الزوراء) التى تکون قصورها کقصور الجنة ونسوانها کحور العین، واعلم یا مفضل، انهن یتلبسن بلباس الکفار ویتزین بزى الجبابرة ویرکبن السروج ولا یتمکن لأزواجهن ولا تفى مکاسب الأزواج لهن فیطلبن الطلاق منهم فیکتفى الرجال بالرجال والنساء بالنساء وتشبه الرجال بالنساء والنساء بالرجال، فانک ان ترد حفظ دینک فلا تسکن فى هذه البلدة ولا تتخذها مسکنا لأنها محل الفتنة وفر منها الى قلل الجبال ومن الجحر الى الجحر کالثعلب بأشباله.



مفضل گفت: که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به من فرمود: اى مفضل آیا میدانى که دار الزوراء، در کجا واقع شده است؟



من عرض کردم: خدا وحجت او بهتر مى دانند،



فرمود: اى مفضل بدان، که در حوالى رى کوه سیاهى است که در پایین آن کوه شهرى بنا مى شود که آن را (تهران) مى نامند، وآن (دار الزوراء) است، وآن شهرى است که ساختمانها وکاخهایشان مانند قصرهاى بهشت است وزنانش (در زیبائى) مانند حور العین اند آن زنها لباس کفار در بر مى کنند وبا پوشش کفار خود را مى آرایند وبر (زین) سوار مى شوند وبراى شوهرانشان تمکین نمى کنند. ودستمزد کار وکاسبى ودرآمد شوهرانشان (در خرج وبرجى که دارند) کفاف آنها را نمى دهد وبدین لحاظ از شوهران خود درخواست طلاق مى کنند (وبزور از آنها طلاق مى گیرند) ومردان از مردان ارضا مى شوند وزنان از زنان، ومردان خود را شبیه زنان مى سازند وزنان شبیه مردان، واگر مى خواهى دین خود را محفوظ نگه دارى، آنجا را براى محل سکونت انتخاب نکن زیرا که آنجا محل فتنه است وهمچون روباهى که براى حفظ ونگهدارى فرزندان خود پیوسته از این سوراخ به آن سوراخ مى رود به قله کوهها گریزان باش.



پس دانستیم زوراء به بغداد و دارالزوراء به تهران اطلاق می شود.



مطابق مضمون این حدیث که تهران (دار الزوراء) است، ادیب دانشمند، مرحوم (فرهاد میرزا) متوفاى سال 1305 هجرى قمرى، که از مفاخر مردان سیاسى وفضلاى تاریخ دوره ناصرى است اشعارى درباره ى تهران سروده است که چون مناسب مقام است آن را در اینجا نقل مى کنیم:



 



اشعار مرحوم فرهاد میرزا درباره دار الزوراء



خانه اى است که براى اهل تقوى زندان و آتش است.



ولى براى غیر اهل تقوى بهشت است و آن تهران است.



مقر سلطان زمان گشته است واگر دار السلطنه نبود انس و جنى به آن وارد نمى شد. و شهرى است که خیال مى کنى قبة الاسلام است، حال آنکه از اسلام در آن خبرى نیست.



مردهایشان خود را شبیه زنها کرده اند که گمان مى برى مسخ گردیده وزن شده اند.



زنهایشان حجاب عفت را دریده، و از فراوانى آنها بازار و کاروانسراها تنگ شده است.



آنها به شوهران خود که براى آنان عقد بسته شده اند اکتفا نمى کنند.



مثل اینکه اصلا قرآن آنها را از عمل زشت باز نداشته است.



اهل مدارس جدید در این شهر همگى از راه راست منحرف گردیده و به دو دسته تقسیم شده اند.



یک دسته از آنها افکار فلسفه را تحصیل مى کنند، ودسته ى دیگر براى فراگیرى لغت و زبان کفر تشنه اند.



شاهد صادق گوینده ى این اشعار کارهاى ایشان است، وشاهد دیگر آیات و اخبارى است که به ما رسیده است.



 



مقایسه تصویری روایت امام صادق ( ع ) با تهران امروز :



فرمود: اى مفضل بدان، که در حوالى رى کوه سیاهى است که در پایین آن کوه شهرى بنا مى شود که آن را (تهران) مى نامند، وآن (دار الزوراء) است،



 





 





 



وآن شهرى است که ساختمانها وکاخهایشان مانند قصرهاى بهشت است



 







 





 



وزنانش (در زیبائى) مانند حور العین اند



 





 





آن زنها لباس کفار در بر مى کنند وبا پوشش کفار خود را مى آرایند




 





 



وبر (زین) سوار مى شوند وبراى شوهرانشان تمکین نمى کنند.



 



 





 



ودستمزد کار وکاسبى ودرآمد شوهرانشان (در خرج وبرجى که دارند) کفاف آنها را نمى دهد وبدین لحاظ از شوهران خود درخواست طلاق مى کنند (وبزور از آنها طلاق مى گیرند)







ومردان از مردان ارضا مى شوند و زنان از زنان ،





ومردان خود را شبیه زنان مى سازند و زنان شبیه مردان ،





واگر مى خواهى دین خود را محفوظ نگه دارى ، آنجا را براى محل سکونت انتخاب نکن زیرا که آنجا محل فتنه است و همچون روباهى که براى حفظ ونگهدارى فرزندان خود پیوسته از این سوراخ به آن سوراخ مى رود به قله کوهها گریزان باش.



 



عاقبت ری یا تهران در روایات



امام صادق(علیه السلام) فرمود:



بی گمان، اهل ری در دنیا، بر اثر نوشیدن شراب، تشنه می میرند



و تشنه برانگیخته می شوند و تشنه وارد آتش می گردند .



 



در حدیثی دیگر از امام صادق(علیه السلام) ، ضمن اطلاق واژۀ «زوراء» بر منطقۀ پشت ری یا تهران کنونی، چنین آمده است :



از معاویة بن وَهب روایت شده است که گفت: امام صادق (علیه السلام) این بیت شعر را که سرودۀ ابن ابی عَقِب است، خواند:



از آنان در زوراء هنگام چاشت ، هشتاد هزار نفر چون شتر کشته می شوند



سپس به من فرمود: زوراء را می شناسی؟ گفتم: فدایت شوم،



می گویند: همان بغداد است. فرمود: نه، آیا تا کنون وارد ری شده ای؟



گفتم: آر ی ،  فرمود: به  بازار مال فروشان رفته ای؟ گفتم: آری.



فرمود: آیا از سمت راست راه، کوه سیاه رنگ  را دیده ای؟



همان جا زوراء است که در آن هشتاد هزار تن کشته می شوند،



و از ایشان هشتاد مرد از فرزندان فلانی که همه شایستۀ رهبری اند،



به قتل می رسند. گفتم: فدایت شوم ، چه کسی آنان را می کشد؟



فرمود: ایشان را اولاد عجم می کشد .



در غیبت نعمانی ، ص 299 ، یعقوب بن سراج گوید : شنیدم حضرت امام صادق (ع) فرمود : سیزده شهر و طائفه با حضرت حجت (ع) جنگ می کنند ، اهل مکه و اهل مدینه و اهل شام و بنی امیه و اهل بصره و اهل دست میسان و کردها و عربها و طائفه ضبه و غنی و باهله وازد و اهل ری ( تهران ) .



بحار  ج 52 ، ص 226 ، کعب الاحبار گفت : به درستی که قائم از فرزندان علی ( ع ) است . غیبتی برای اوست همانند غیبت یوسف ، و برای اوست برگشتی همانند برگشت عیسی بن مریم ( ع ) ، سپس بعد از غیبتش ، ظاهر می شود همزمان با طلوع ستاره آخر یا ستاره سرخ ( یعنی ایرانیان ) ، و خراب شدن زورا و آن ری است ، و خسف و فرو رفتن مزوّره و آن بغداد است ، و خروج سفیانی ، و جنگ فرزند عباس با جوانان ارمنیه و آذربایجان ، و این جنگی است که در آن هزاران هزار تن به قتل می رسند و هر یک از آنها در دست خود شمشیر جواهر نشان دارد . در این هنگام است که پرچمهای سیاه بر سر آنها سایه می افکند . این جنگی است که به واسطه آن به مردن سرخ و طاعون بزرگ بشارت داده می شود ( یعنی این گونه مردن در این جنگ اتفاق می افتد ) .



بحار  ج 60  ، از عبدالله بن سنان است که از امام صادق ( ع ) پرسید : سرزمین جبل کجاست که ما در بعضی از روایات خوانده و شنیده ایم که چون به فرمان خداوند خلافت و ولایت به شما بازگردد، برخی از شهر های جبل خسف و زیرو رو می شود؟



امام صادق ( ع ) فرمود : در سرزمین جبل موضعی است که به آن بحر می گویند و در آنجا شهری است که آن را قم می نامند و آنجا معدن شیعیان ماست . و امّا ری ، پس وای بر ری از هر دو بال و طرف آن ! چرا که امن و سلامتی آن به سبب قم و اهل قم است .



عرضه داشتند : دو جناح و دو طرف ری کدامند؟ حضرت فرمود : یکی بغداد است و دیگری خراسان ، و محققا شمشیرهای  خراسانیان و شمشیر های بغدادیان در ری به یکدیگر خواهد رسید و حق تعالی ایشان ( اهل ری ) را عقوبت و هلاک خواهد فرمود. پس اهل ری بدین لحاظ به قم پناه می برند و مردم قم آنها را پناه می دهند ، آنگاه از قم به جای دیگری که آن را اردستان می گویند منتقل می شوند.



حال دیدید که تهران آخرالزمان با چه زیبایی و دقتی در روایات از آن یاد شده ، حال چرا انسانها  تفکر نمی کنند در خلقت خود که بدانند برای این خلق نشده اند که فقط به لذات دنیا بپردازند و هدف شایسته تری در خلقت انسان نهان است ، چرا انسانها همواره رو به فنا و زوال گام برمیدارند و اعمال شیطانی انجام می دهند در حالی که راه رشد و سعادت ابدی باز است و انسان را به آن فرا می خوانند ، به امید روزی که انسان در برابر شیطان بایستد و بگوید سجده کن منم که اشرف مخلوقاتم !



 





 



گرد آوری توسط آرش



۱۳۹۰/۶/۳۱  





 



 




تهران آخرالزمان دارالزوراء

در تاریخ : سه شنبه، 26 شهريور ماه، 1392
نویسنده: admin
(38968 مشاهده)


در مورخه : سه شنبه، 21 ارديبهشت ماه، 1395 (IP آدرس : )
"; } ارسال جوابیه ]

شهر «زوراء» که در روایات مربوط به نشانه‌های ظهور آمده، بغداد است یا تهران؟ آیا این‌که زنان آن‌جا شبیه حوریان بهشتی هستند، صحت دارد؟
پرسش
مقصود از «زوراء» که در روایات مربوط به نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(عج) آمده، بغداد است یا تهران؟ آیا این‌که زنان در این مکان شبیه حوریان بهشتی هستند، صحت دارد؟
پاسخ اجمالی
روایاتی درباره نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(عج) نقل شده است که در آنها خبر از اتفاقاتی در مکانی به نام «زوراء» می‌دهند؛ مانند خبر از روی دادن فتنه‌ها و آشوب‌ها، ساختن خانه‌ها و کاخ‌هایی همانند قصرهاى بهشتی و وجود دخترانی [در زیبائى] شبیه حور العین بهشتی در آن.
در کتاب‌های لغت، جغرافیا و حدیثی این نام به مناطقی مانند بغداد و کوهی سیاه در نزدیک ری (تهران امروزی) تطبیق داده شده است. با این وجود در برخی از روایات که زوراء به شهری در نزدیکی ری تطبیق داده شده است، دارای اشکال سندی و محتوایی می‌باشد؛ بر این اساس نمی‌توان نتیجه گرفت که مقصود روایات از «زوراء»، شهر تهران است.
 
پاسخ تفصیلی
آنچه در پرسش به آن اشاره شده؛ در برخی از کتاب‌های حدیثی نقل شده است که مربوط به نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(عج) است و خبر از اتفاقاتی در مکانی به نام «زوراء» می‌دهند. در این راستا، مباحث و نظریاتی درباره تطبیق این مکان به شهرهایی؛ مانند بغداد، تهران و ری بیان شده است که نیاز به بررسی دارد. در این نوشته، در بخش‌های زیر به این بحث می‌پردازیم.
توصیف «زوراء» در روایات
1. در برخی از کتاب‌های اهل سنت آمده است: رسول خدا(ص) فرمود: «در زوراء رویدادی خواهد بود». گفتند: ای رسول خدا! زوراء چیست؟ فرمود: «شهری است در مشرق، میان رودها که شرورترین آفریدگان خدا و زورگویانِ امّت من در آن‌جا ساکن می‌شوند و چهار نوع عذاب می‌شود؛ با شمشیر، خَسف، قَذف و مَسخ».[1] «خَسْف»، به معنای فرو رفتن چیزی در زمین یا غرق ‏شدن آن در آب است.[2] «مَسْخ»؛ یعنی زشت شدن طبیعت و اخلاق و دگرگونى شکلى به شکل دیگر.[3] «قَذْف»؛ یعنی تیر یا سنگ انداختن.[4]
2. امام باقر(ع) فرمود: «امیر مؤمنان علی(ع) هنگامی که از جنگ با خوارج بازگشت، از "زوراء" گذر کرد و به مردم (همراهان خود) فرمود: آن‌جا "زوراء" است. پس بروید و از آن‌جا دور شوید؛ زیرا فرو رفتن این سرزمین در خاک، از میخی که در سبوس گندم فرو رود، شتابان‌تر است».[5]
3. مفضل از امام صادق(ع) پرسید: ای آقای من! هنگام ظهور، «دار الفاسقین» چه وضعى دارد؟ آن‌حضرت فرمود: «مشمول لعنت و غضب خداوند است. فتنه‌ها و آشوب‌ها آن‌را ویران می‌سازد و به کلى متروک می‌ماند. اى واى بر مردم آن از خطر لشکرى که با پرچم‌هاى زرد، و لشکرى که با پرچم‌هاى خود از مغرب زمین می‌آیند و کسى که جزیره را جلب می‌کند و لشکرى که از دور و نزدیک به آن‌جا می‌رود. به خدا قسم همه گونه عذاب که بر امت‌هاى مُتمرّد و سرکش از اول خلقت تا آخر عالم رسیده بر آن فرود مى‏آید. عذاب‌هایى به آن‌جا می‌رسد که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده است، طوفان شمشیر، آنها را فرو گیرد. واى بر کسى که آن‌جا را مسکن خود قرار دهد؛ زیرا هر کس در آن‌جا مقیم شود با حالت شقاوت باقى می‌ماند و هر کس هجرت کند در پرتو خدا بسر بَرد. به خدا مردم آن چنان غرق در ناز و نعمت و عیش و نوش می‌شوند که می‌گویند: زندگى حقیقى دنیا همین است. خانه‌ها و کاخ‌هاى آن، قصرهاى بهشت است و دختران آن [در زیبائى] حور العین و جوانان آن، جوانان بهشت است. چنین پندارند که خداوند تمام روزى بندگانش را به آنها ارزانى داشته است! افترا به خداوند و پیامبر خدا(ص)، حکم کردن بر خلاف قرآن، شهادت دروغ، شراب‌خوارى، زناکارى، خوردن پلیدی‌ها و خونریزى، چنان در آن‌جا شیوع یابد که فجایع تمام دنیا بپاى آن نرسد. آن‌گاه خداوند همین مکان را به وسیله آن آشوب‌ها و آن لشکرها چنان ویران می‌سازد که وقتى رهگذرى از آن‌جا می‌گذرد؛ می‌گوید: آیا این‌جا همان زوراء است».[6]
4. معاویة بن وهب روایت کرده است: یک وقتى امام صادق(ع) به شعر «ابن ابی عَقِب» مَثَل آورد که گفته است:
«وَ یُنْحَرُ بِالزَّوْراءِ مِنْهُمْ لَدَى الضُّحَى * ثَمانونَ أَلْفاً مِثْلُ مَا تُنْحَرُ الْبُدْن»؛ یعنی ‏هنگام ظهر در «زوراء» هشتاد هزار تن از آنها چون شتر قربانى شوند.
سپس به من فرمود: «زوراء را می‌شناسى؟».
من گفتم: قربانت! می‌گویند: زوراء همان بغداد است! امام(ع) فرمود: «نه»، سپس فرمود: «آیا به "رى" رفته‌اى؟ گفتم: آرى، آن‌حضرت فرمود: «بازار چهارپایان رفته‌اى؟» عرض کردم: آرى. امام(ع) فرمود: «آن کوه سیاه را که در طرف راست جاده است دیده‌اى؟ همان زوراء است که هشتاد هزار از ایشان - که هشتاد نفرشان از فرزندان فلان هستند و همه آنها شایسته خلافت هستند- در آن‌جا کشته شوند». پرسیدم: به دست چه کسى کشته خواهند شد؟ آن‌حضرت فرمود: «پسران عجم آنها را خواهند کشت».[7]
5. از کعب الاحبار نقل شده است: «حضرت قائم(ع) از نسل امام على(ع) است و غیبتى مانند غیبت یوسف و رجعتى مانند رجعت عیسى بن مریم دارد. سپس بعد از آن‌که مدتى غایب شده باشد ظاهر می‌شود؛ در وقتى که ستاره سرخ طلوع کرده و زوراء، که شهر رى می‌باشد، ویران شده و مُزَوّرَه که بغداد است فرو رفته، و سفیانى خروج نموده، و میان فرزندان عباس، و جوانان ارمنی و آذربایجان، جنگ درگرفته باشد».[8]
6. در یکی از کتاب‌های متأخّر[9] حدیث دیگری از مفضّل از امام صادق(ع) نقل شده است که زوراء را بر تهران تطبیق داده است که البته چنین روایتی در هیچ‌یک از کتاب‌های روایی ذکر نشده است. و آن روایت مفضّل که در برخی از کتاب‌های حدیثی آمده؛ همان است که مقداری از آن (روایت شماره 3) ذکر شد. و در آن لفظ تهران نیامده است.
معنای «زوراء» در لغت و منابع جغرافیایی
«زوراء» در لغت به معنای کژی، انحراف، کمان و چاه گود، است.[10] در کتاب‌های لغت و جغرافیا علاوه بر بیان اصل معنای لغوی زوراء، به تطبیق آن به برخی از مکان‌ها نیز پرداخته اند، که در زیر عبارات برخی از آنها آورده می‌شود.
ازهرى(متوفای 370ق&rlm: «به جانب شرقی شهر بغداد زوراء گویند و به علت انحراف قبله‌اش به این اسم نامیده شده است».[11]
جوهرى‏(متوفای 393ق&rlm: «زوراء، نام دجله بغداد است».[12]
یاقوت حموى‏(متوفای 626ق&rlm در کتاب «معجم البلدان» می‌گوید: «زوراء، شهرى است که آن‌را ابى جعفر منصور (منصور دوانیقى) بنا نهاد و آن در قسمت غربى بغداد است».[13] از این گفتار چنین برمی‌آید که زوراء نام بغداد قدیم است.
طریحى‏(متوفای 1085ق&rlm در «مجمع البحرین» در ذیل ماده «زور» وقتی حدیث معاویه بن وهب(روایت چهارم) را نقل می‌کند، می‌گوید: «زوراء، در شعر ابن ابی عقب، نام کوه "رى" است که در آن هشتاد هزار نفر از فرزندان فلان که همگى شایستگى خلافت و رهبرى دارند، کشته می‌شوند و اولاد عجم آنها را می‌کشند و این چنین از امام صادق(ع) روایت شده و شاید این جریان در زمان حضرت قائم(عج) اتفاق بیفتد».[14]
علامه مجلسى(ره) در کتاب «مرآت العقول» پیرامون کلمه زوراء در ذیل روایت چهارم(معاویة بن وهب) می‌گوید: ممکن است زوراء در حدیث، نام جایى در رى باشد و ممکن است نام بغداد جدید باشد و امام(ع) بغداد قدیم را نفى فرموده باشد. اما این‌که فرموده است زوراء بغداد نیست، شاید در آن‌جا منطقه‌اى وجود داشته که نامش «رى» بوده است، و این جریان کشته شدن هشتاد هزار نفر، اشاره به آن جنگى باشد که در زمان مأمون عباسى در بغداد اتفاق افتاد و گروه زیادى از بنى عباس در آن جنگ کشته شدند. بنا بر احتمال اول؛ ممکن است این حدیث اشاره به حادثه‌اى باشد که در زمان قیام حضرت قائم(عج) یا در نزدیکی‌هاى ظهور آن‌حضرت روى خواهد داد، و البته دور نیست، که ابن ابی عقب، این جریان را از معصوم (ع) قبلاً شنیده و بعد آن‌را به صورت شعر در آورده باشد.[15]
مرحوم دهخدا، در کتاب لغت‌نامه، به نقل از چندین کتاب معتبر لغت و جغرافى که نام آنها را نیز در کتاب خود آورده است درباره «زوراء» چنین می‌نویسد: «زوراء، دجله بغداد را گویند. بعضی گویند زوراء بغداد است و عربی است. نام بغداد است از بهر آن‌که در جانب قبلی، وضع آن زواری؛ یعنی انحرافی است. شهر زوراء به بغداد در جانب شرقی و به علت کج بودن قبله آن این نام را بدو داده‌اند. موضعی است به مدینه نزدیک مسجد. نام بازاری است در مدینه. خانه‌ای است عثمان بن عفان را. نام چند زمین».[16]
عبدالعزیز دورى در کتاب «بغداد» -حاوى چهار مقاله تحقیقى ارزشمند در زمینه تاریخ و جغرافیاى تاریخى بغداد است- می‌نویسد: نام بغداد به قبل از اسلام باز می‌گردد و با اقامت‌گاه‌هاى پیشین در این محلّ ارتباط دارد. مؤلّفان مسلمان بر این نکته آگاهى دارند و طبق معمول در پى یافتن منشأ ایرانى براى آن هستند.[17] آنان تبیین‌هاى فرضى گوناگونى عنوان می‌کنند، که معمول‌ترین آنها «خداداد» یا «هدیه خداوند» (یا «بت» است. نویسندگان معاصر عموماً به طرفدارى از این اشتقاق فارسى گرایش دارند.[18]
همچنین ایشان در بحث «بناى بغداد» می‌گوید: منصور شهر خود را مدینة السّلام (شهر صلح) نامید، که اشاره‌اى به‏
بهشت است. این نامى رسمى بود که در اسناد، سکّه‌ها و اوزان و مانند آنها ظاهر می‌شد. صورت‌هاى دیگر این نام به‌ویژه بغدان و نام‌هایى مانند مدینة ابى جعفر، مدینة المنصور، مدینة الخلفاء و الزوراء نیز به‌کار می‌رفته است. ظاهراً زوراء، همان‌گونه که در الفخرى آمده، نامى قدیمى بوده است.[19]
آیا مقصود از «زوراء» بغداد است یا تهران؟
آنچه از بیشتر احادیث و کتاب‌های لغت و جغرافیایی استفاده می‌شود این است که: «زوراء» نام «بغداد» باشد؛ مانند روایت مفضّل، ولى از برخى روایات دیگر چنین فهمیده می‌شود که «زوراء» شهری است در نزدیکی رى؛ یعنی تهران امروزی. با این وجود در برخی از روایات که زوراء به شهری در نزدیکی ری تطبیق داده شده است، دارای اشکال می‌باشد؛ مانند حدیثى که در غیبت نعمانى از کعب الاحبار روایت شده؛ اولاً به طور مشخص از امام معصوم(ع) نقل نشده بلکه سخنان خود کعب است و ثانیاً: ظاهرش این است که: تفسیر زوراء به شهر رى (تهران امروز) و مزوّره به بغداد، از خود کعب باشد.
همچنین روایت نقل شده از معاویة بن وهب دارای اشکال است؛ زیرا یکی از راویان آن «سهل بن زیاد» است[20] که برخی او را ضعیف و غالی می‌دانند[21] و نیز یکی دیگر از راویان این قصه «بکر بن صالح» بوده که فردی ضعیف بوده و قابل اعتماد نیست.[22]
افزون بر این معمولاً احادیثی که درباره اقوام و شهرها است، چون انگیزه جعل در آنها زیاد است احتمال جعلی بودن آن زیاد می‌باشد. همچنین این حدیث مخالف واقعیات تاریخی بوده و تهران با شهرهای دیگر تفاوت چندانی ندارد و اکنون شهرهایی در بلاد مسلمین می‌باشد که مسلماً فساد در آنها بیش از تهران است. نتیجه آن‌که نمی‌توان به طور قطعی گفت؛ مقصود از روایات تهران است.
 

[1]. دانی، عثمان بن سعید، السنن الواردة فی الفتن و غوائلها و الساعة و أشراطها، ج 5، ص 1089، ریاض، دار العاصمة، چاپ اول، 1416ق؛ مقدسی، یوسف بن یحیى، عقد الدرر فی أخبار المنتظر و هو المهدی(علیه السلام)، ص 150، اردن، مکتبة المنار، الزرقاء، چاپ دوم، 1410ق.
[2]. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة)، ج 4، ص 1349، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ اول، 1410ق.
[3]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد،  مفردات الفاظ قرآن‏، ص 768، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول.
[4]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 5، ص 135، قم، انتشارات هجرت، چاپ دوم، 1410ق.
[5]. شیخ طوسی، الأمالی، ص 199، قم، دار الثقافة، چاپ اول، 1414ق.
[6]. بحار الأنوار، ج ‏53، ص 14 – 15؛  این روایت با اندکی تفاوت در منابع قدیمی و پیش از «بحار الانوار» نیز آمده است: خصیبی(متوفای 334ق&rlm، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، ص 402 – 403، بیروت، البلاغ، 1419ق؛ حلی(قرن هشتم)، حسن بن سلیمان بن محمد، مختصر البصائر، ص 450 – 451، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، چاپ اول، 1421ق.
[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏8، ص 177، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[8]. ابن أبی زینب (نعمانی)، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص 147، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، 1397ق.
[9]. سلیمان، کامل، «یوم الخلاص فی ظل القائم المهدی(علیه ‌السلام)»، ترجمه: مهدی‌پور، علی‌اکبر، تهران، آفاق، 1386ش.
[10]. ازهرى، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج ‏13، ص 166، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، چاپ اول؛ مفردات ألفاظ القرآن، ص 387؛ بستانی، فؤاد افرام، مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی-فارسی، ص 465، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
[11]. تهذیب اللغة، ج ‏13، ص 165 – 166.
[12]. الصحاح، ج ‏2، ص 673.
[13]. یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبد الله، معجم البلدان، ج ‏3، ص 156، بیروت، دار صادر، چاپ دوم، 1995م.
[14]. ‏طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، ج ‏3، ص 320، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، 1375ش.
[15]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج ‏26، ص 65، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[16]. لغت‌نامه دهخدا، واژه «زوراء».
[17]. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج ‏4، ص 101، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.
[18]. دورى، عبدالعزیز، بغداد، ترجمه: دولتشاهى، اسماعیل، پروشانى، ایرج، ص 2، تهران، بنیاد دائره المعارف اسلامی‏، چاپ اول، 1375ش. ‏
[19]. بغداد، ص 3 – 4.
[20]. «سَهْلُ بْنُ زِیادٍ عَنْ بَکْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاوِیةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ ...»؛ الکافی، ج ‏8، ص 177.
[21]. نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعة(رجال نجاشی)، ص 185، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1407ق.
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]