روح حج، ولايت است و در عصر غيبت‏بين اين عمل عبادى سياسى و امام مهدى (عليه‏السلام) پيوندى عميق وجود دارد .
در اين نوشتار، ضمن بررسى پيوند آغازين و نهايى «حج و ولايت‏» ، و «كعبه و امامت‏» به جلوه‏هايى از پيوند آن سرزمين مقدس با امامت‏خصوصا امام زمان (عليه‏السلام)، اشاراتى بيان شده است .


روح حج، ولايت است و در عصر غيبت‏بين اين عمل عبادى سياسى و امام مهدى (عليه‏السلام) پيوندى عميق وجود دارد .
در اين نوشتار، ضمن بررسى پيوند آغازين و نهايى «حج و ولايت‏» ، و «كعبه و امامت‏» به جلوه‏هايى از پيوند آن سرزمين مقدس با امامت‏خصوصا امام زمان (عليه‏السلام)، اشاراتى بيان شده است .
اى حريم كعبه، محرم بر طواف كوى تو
من به گرد كعبه مى‏گردم به ياد روى تو
گرچه بر محرم بود بوييدن گل‏ها، حرام
زنده‏ام من اى گل زهرا زفيض بوى تو
اشك‏ها از هجر تو نم نم چو زمزم شد روان
كى رسد اين تشنگان را قطره‏اى از جوى تو (1)
حج كه از فرايض بزرگ اسلام (2) و اعظم شعائر دين و ارزش‏مندترين اعمال براى قرب به خدا است، (3) ركن وثيق و حبل متينى است كه ميراث فرشتگان و پيامبران (4) و شجره‏ى طوباى ابراهيم در طور سيناى مكه است (5) و فرزند برومندش اسماعيل (عليه‏السلام) نيز عهده‏دار وظيفه‏اى مى‏شود (6) تا همگان به اين ميقات آيند و در جاى جاى آن حرم و حريم پاك و كانون نور، با پيوند با روح آن، يعنى «ولايت‏» (7) ، ضمن پذيرفته شدن اعمال، و نائل شدن به كمال، جان تشنه را سيراب، و رخسار خسته را طراوت بخشند . حج، كه با وجود يك عبادت بودن، جامع چندين عبادت است (8) و هيچ عمل و عبادتى همپايه‏ى او نيست (9) و بهايى جز رضوان و بهشت جاويد ندارد، (10) با اين حال، اگر شخصى، همه‏ى عمرش را در به جا آوردن آن سپرى كند، ولى به روح آن، آگاه نباشد، حج او فاقد ارزش و اعتبار است . (11)
اصولا اركان و احكام دين، داراى شرايطى است . كه رعايت آن‏ها، سبب صحت آن‏ها مى‏شود . حج نيز چنين است . انسان، براى صحيح بودن حج‏اش بايد شرايط آن را رعايت كند، ولى نسبت‏به روح آن، يعنى معرفت امام، همواره بايد ملتزم بود . (12)
بنابراين، حج‏بدون «ولايت‏» ، طواف بدون «امامت‏» ، حضور در عرفات بدون «معرفت‏» ، قربانى در منى بدون فداكارى در راه «ولى زمان‏» ، رمى جمره بدون دور كردن صفات رذيله‏ى مخالف با راه «امام زمان‏» ، سعى بين صفا و مروه، بدون سعى در صراط صفا و مروت و بى كوشش در شناخت‏بهتر و اطاعت امام، بى‏حاصل است و سودى ندارد . ساده‏ترين عمل در حرم امن الهى، نظر به كعبه است، كه ثواب نيز دارد، (13) لكن بر اساس اين كه كلمه‏ى توحيد، به شرط ولايت، حصن امن و دژ نجات است، (14) نگاه هماهنگ با ولايت و عارفانه به كعبه نيز مايه‏ى بخشش گناه و پايه‏ى نيل به مقامات است . امام صادق (عليه‏السلام) مى‏فرمايد:
من نظر الى الكعبة بمعرفة فعرف من حقنا و حرمتنا مثل الذى عرف من حقها و حرمتها غفرالله ذنوبه و كفاه هم الدنيا والآخرة (15) ; هر كس با معرفت و شناخت‏به كعبه بنگرد و حق و حرمت ما را مثل همان كه از حق و حرمت كعبه مى‏شناسد، بشناسد، خداوند، گناهان‏اش را مى‏آمرزد و او را از اندوه دنيا و آخرت كفايت مى‏كند .
از اين رهگذر، معناى حديثى كه درباره‏ى محبوبيت‏سرزمين مكه و همه‏ى آن چه در فضاى آن، اعم از خاك و سنگ و درخت و كوه و آب (16) است، روشن خواهد شد; يعنى، منطقه‏ى حرم كه ادراك حق و حرمت آن آميخته به عرفان حق ولايت و امتثال آثار ولا است، محبوب‏ترين چيزها خواهد بود و چيزى همتاى محبوبيت آن نيست .
دل، بى تو، تمنا نكند كوى منى را
زيرا كه صفايى نبود بى تو، صفا را
باز آى كه تا فرش كنم ديده به راهت
حيف است كه بر خاك نهى، آن كف پا را
به عبارت ديگر، كعبه و حرمت‏اش، زمزم و شرافت‏اش، صفا و مروه و صفايش، قربان گاه و تقواى قربانى‏اش، رمى جمرات و طرد شيطان‏اش، عرفات و نيايش خالصانه‏اش، سرزمين حرم با همه‏ى بركات‏اش، در پرتو ولايت و امامت رسول خدا و اهل بيت (عليهم‏السلام) است . اگر كعبه به همه‏ى شرافت‏ها مزين است، روح عمل و مناسك آن، ولايت و امامت و شناخت امام و خضوع در برابر او است . (17)
از اين رو، آن گاه كه فضائل اميرمؤمنان امام على (عليه‏السلام) مطرح شد و عده‏اى خود را برتر مى‏پنداشتند، خداوند، در بيان برترى آن حضرت به عنوان برجسته‏ترين مصداق اهل ايمان و جهاد فرمود:
«اجعلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن بالله واليوم الآخر و جاهد في سبيل الله لايستوون عندالله‏» ; (18) آيا سيراب كردن حاجيان و آباد كردن مسجد الحرام را همانند كسى پنداشته‏ايد كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و در راه خدا جهاد مى‏كند؟ [نه، اين دو] نزد خدا يكسان نيستند . (19)
بنابراين، علم و عمل به اين مطالب، بسيار مغتنم است; يعنى، كسانى كه به حج مشرف مى‏شوند، بايد بدانند كه حج . اسرارى دارد و يكى از آن اسرار، هماهنگ بودن افكار و اعمال با امام زمان (عجل الله تعالى فرجه) است تا حج كاملى انجام دهند و روح شان متعالى گردد .
چنين نيست كه اگر مستطيعى به مكه رود و حج گذارد، بدون آگاهى از اسرار آن، حج واقعى و كاملى را اقامه كرده باشد! امام سجاد (عليه‏السلام) به «شبلى‏» كه از اسرار بى خبر بود، فرمود: «. . . بنابراين، تو، نه به ميقات رفته‏اى، نه احرام بسته‏اى، . . .» . (20)
در اين روايت، سخن از نفى «كمال‏» است، نه نفى «صحت‏» . ممكن است‏حج چنين كسى، صحيح باشد و قضا كردن نخواهد و در ظاهر، ذمه‏اش برى شده باشد، لكن به جهت‏بى خبرى از اسرار، در همان سيرت متعالى نشده، باقى مانده باشد . (21)
بنابراين، روح آهنگ و قصد خانه‏اى كه به سوى آن ره مى‏سپارى، «ولايت‏» است و ميان آن دو، پيوندى عميق است، و زائر، در تمام نقاط اين حرم، خصوصا كعبه، و تمام لحظه‏هاى به جاى آوردن مناسك آن، خصوصا طواف، شميم دل نواز و جان فزاى عطر امامت و ولايت را با جان احساس مى‏كند . در اين جا، به نمونه‏هايى از پيوندهاى حج و ولايت، كعبه و امامت، اشاره مى‏شود .

1 - امامت و بناى كعبه

اين بناى توحيد را پيامبرى تجديد بنا و احيا كرد كه بعد از ابتلائات فراوانى كه همه در سمت و سوى حج است (22) ، به مقام رفيع امامت رسيد . خداوند تبارك و تعالى در اين خصوص مى‏فرمايند:
«و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما» ; هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او، به خوبى، از عهده‏ى اين آزمايش‏ها بر آمد، خداوند به او فرمود: «من، تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم .» (23) .
آرى، كعبه، به دست ابراهيم خليل الرحمان كه امام است، تجديد بناء شد و سكه‏ى حج‏به نام او ضرب شد و اين مراسم را «حج ابراهيمى‏» ناميدند . لذا وارث او، امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه)، به هنگام ظهور، در كنار كعبه، به تمام عالميان صلا دهد كه «هر كس مى‏خواهد با من درباره‏ى ابراهيم گفت و گو كند، بداند كه من نزديك‏ترين مردم به ابراهيم هستم .» . (24)

2 - امام مولود كعبه

تنها كسى كه در اين عالم خاكى، در ميان كعبه، پا به عرصه وجود گذاشته است، اميرمؤمنان حضرت على‏ابن ابى طالب (عليه‏السلام) است كه با تولدش، پرده از راز و رمز شرافت و قداست اين خانه بر مى‏دارد . (25)
اين فضيلت‏بزرگ را قاطبه‏ى محدثان و مورخان شيعه و دانشمندان علم انساب، در كتاب‏هاى خود نقل كرده‏اند . در ميان دانشمندان اهل تسنن نيز گروه زيادى به اين حقيقت تصريح كرده‏اند و آن را يك فضيلت‏بى نظير خوانده‏اند . (26)
حاكم نيشابورى مى‏گويد: «ولادت على در داخل كعبه، به طور تواتر به ما رسيده است .» . (27)
آلوسى بغدادى، صاحب تفسير معروف مى‏نويسد: «تولد على در كعبه، در ميان ملل جهان، مشهور و معروف است و تا كنون كسى به اين فضيلت دست نيافته است .» . (28)
زائرى كه بر گرد اين خانه طواف مى‏كند و رو به سوى آن نماز مى‏گزارد، بايد معترف به اين فضيلت‏باشد كه نمودى از پيوند اين دو است . (29)

3 - امام، مطهر كعبه

يكى ديگر از جلوه‏هاى پيوند حج‏با ولايت، پاك سازى مركز توحيد از بت‏ها، به دست اميرمؤمنان است . بت‏شكنى كه آيين ابراهيمى است، يك بار ديگر در سال هشتم هجرى، بعد از فتح مكه صورت گرفت .
شاعر سخنور حله، «ابن العرندس‏» كه از شاعران قرن نهم اسلامى است، در قصيده‏ى خود در باره‏ى اين فضيلت چنين مى‏گويد:
وصعود غارب احمد فضل له
دون القرابة والصحابة افضلا
صعود على (عليه‏السلام) بر دوش احمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم) فضيلتى است‏براى او . اين فضيلت، غير از خويشاوندى و هم‏نشينى است .
علامه‏ى امينى، (رحمة‏الله عليه)، نيز اين فضيلت را از زبان بيش از چهل تن از محدثان و تاريخ نگاران پيروان مكتب خلفا نقل مى‏كند . (30)

4 - امام، مبلغ حج

تبليغ آيات سوره‏ى برائت از سوى اميرمؤمنان (عليه‏السلام) در سال نهم هجرى، جلوه‏اى ديگر از اين پيوند است . تقريبا، تمام مفسران و مورخان، اتفاق نظر دارند كه هنگامى كه آيات نخستين سوره‏ى برائت، قبل از فرا رسيدن مراسم حج، نازل شد، پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم) براى ابلاغ اين فرمان كه در باره‏ى وضع باقى مانده‏ى مشركان بود، آن را به ابوبكر داد تا درموقع حج، در مكه، براى عموم مردم بخواند، ولى آن را گرفت و به امام على (عليه‏السلام) داد و او مامور ابلاغ آن گرديد . ايشان هم در مراسم حج، آن آيات نورانى را ابلاغ كرد . (31)
از اين كه امام على (عليه‏السلام) در مراسم حج آن سال شركت مى‏كند و علاوه بر ابلاغ آيات نورانى قرآن كريم، خطبه مى‏خواند (32) و مردم را از حج جاهلى، نهى، و به حج ابراهيمى دعوت مى‏كند، در مى‏يابيم كه ميان حج و ولايت، ارتباط مستقيمى وجود دارد .

5 - آخرين حج و ولايت

بارزترين جلوه‏ى اين پيوند در «حجة‏الوداع‏» تجلى دارد . از اين كه پيامبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم) ماموريت مى‏يابد كه مناسك حج و خلافت و ولايت و امامت‏بلافصل خود را در آخرين سفر حج، به سمع و نظر جهانيان برساند، در مى‏يابيم كه اين دو، پيوندى ناگسستنى دارند .
شكافنده‏ى دانش‏ها، امام محمد باقر (عليه‏السلام) در اين باره مى‏فرمايند:
رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم) از مدينه، عازم سفر حج‏شد، در حالى كه همه‏ى احكام دين، غير از حج و ولايت را رسانده بود . جبرييل (عليه‏السلام) نزد او آمد و عرضه داشت: «اى محمد! خداوند بلند مرتبه، سلام‏ات مى‏رساند و مى‏فرمايد: من، هيچ پيامبرى از پيامبران‏ام و رسولى از فرستادگان‏ام را قبض روح نكردم مگر بعد از كامل كردن دين‏ام و تاكيد بر حجت‏ام . از دين تو، دو فريضه باقى مانده كه ابلاغ آن بر قوم‏ات، لازم است: فريضه‏ى حج و فريضه‏ى ولايت و خلافت‏بعد از خودت . من، زمين‏ام را از حجت‏ام خالى نگذاشتم و هرگز خالى نخواهم گذاشت . خداوند به شما امر مى‏كند كه حج را به قوم‏ات ابلاغ كنى و خود، حج‏به جا آورى و هر كه از مردم مدينه و اطراف آن و عرب، استطاعت دارد، با تو حج گزارد و از نشانه‏هاى حج‏شان به آنان بياموزى، مانند آن چه كه از نمازشان و زكات شان و روزه شان به ايشان آموختى . . .» . (33)
رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم) به آخرين حج مى‏رود و همان طورى كه درباره‏ى نماز فرموده بود: «صلوا كما رايتموني اصلي‏» (34) در اين حج نيز مى‏فرمايد: «خذوا عنى مناسككم‏» (35) منتها در ابلاغ پيام مهم‏تر، از توطئه‏ى مخالفان و دشمنان و سرپيچى آنان بيم دارد كه پيك وحى از سوى خداوند متعال مى‏فرمايد:
«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس‏» ; اى پيامبر! آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان و اگر نرسانى، رسالت او را انجام نداده‏اى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد . (36)
پيامبر نيز در سرزمين «غدير خم‏» ، مردم را جمع كرد و اميرمؤمنان را به عنوان ولى و خليفه‏ى بلافصل خود معرفى كرد و فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه‏» . (37)
امين وحى الهى نازل شد و اين آيه را بر پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم) خواند: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا» (38) ; امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت‏خود را بر شما تكميل، و اسلام را به عنوان آيين شما پذيرفتم .
با توجه به اين مطالب، بر حاجى فرض است، علاوه بر انجام دادن فريضه‏ى حج، به روح آن، يعنى فريضه‏ى ولايت توجه داشته باشد; چرا كه تمام مناسك حج، نشانى به سوى ولايت است و اگر توام با آن نباشد، ارزشى ندارد .
اكنون، سر اين كه چرا به هنگام طواف، بايد بين خانه و مقام بود، و چرا نماز طواف را پشت‏سر مقام ابراهيم (عليه‏السلام) خواند، روشن مى‏شود; زيرا، اين رموز، به ما مى‏آموزد، طوافى با ارزش است كه ما بين توحيد و امامت‏باشد . نيز نبايد جلوتر از مقام ايستاد، چون، سبقت‏بر امام، ما را به وادى حيرت و ضلالت مى‏كشاند . همان طورى كه به ما دستور داده‏اند، براى نماز، جلوى قبر مطهر امام نمى‏توان ايستاد . (39)
اگر كعبه، مطاف خاكيان است
ويا گر قبله‏ى افلاكيان است
طواف كعبه و دل‏هاى عشاق
به گرد مهدى صاحب الزمان است (40)

6 - عرفه و عرفان ولايت

روز عرفه، ظرف مناجات و نيايش، (41) و عرفه، سرزمين اشك و دعا (42) براى يافتن معرفتى عميق‏تر است .
ادعيه‏ى شيعه، سرتاسر معارف ناب و درس‏هاى بسيار جامعى را در بر دارد . در بخشى از دعاى عرفه سيد الساجدين و زين العابدين (عليه‏السلام) اين چنين آمده است:
پروردگارا! تو، براى هر عصرى، امامى شايسته ذخيره كرده‏اى كه به دست او، آن چه را ديگران از بين برده‏اند، احيا كنى . خدايا! او را تاييد كن و ما را از كسانى قرار ده كه اوامرش را امتثال مى‏كنند . . . (43)
عرفان به ولايت امام عصر (عجل الله تعالى فرجه) انسان را از زندگى جاهلى مى‏رهاند و سبب مى‏شود كه حج‏اش نيز جاهلى نباشد . اگر كسى امام زمان‏اش را نشناسد، علاوه بر مرگ جاهلى، زندگى جاهلى دارد . لذا همواره بايد دعا كرد كه: «. . . اللهم عرفنى حجتك; فانك ان لم تعرفني حجتك، ضللت عن دينى; (44) خدايا، حجت‏ات را به من بشناسان، كه اگر حجت‏خود را به من نشناسانى، از دين خود گمراه مى‏شوم .» .
معرفت و ارادت به «ولايت‏» ، بسيار مهم و با ارزش است . امام صادق (عليه‏السلام) مى‏فرمايد: «ما نبى‏ء نبي قط الا بمعرفة حقنا و بفضلنا على من سوانا; (45) هيچ پيامبرى به نبوت نرسيد، مگر از طريق معرفت نسبت‏به حق ما و برترى دادن ما بر غير ما» .
وقتى نبوت كه از عالى‏ترين منصب‏هاى الهى است، به اين سبب حاصل شده باشد، جز اين است كه عالى‏ترين اسرار حج، توام با ولايت‏باشد؟
در برخى از احاديث، مصداق آيه‏ى شريف «ومن دخله كان آمنا (46) » را افرادى بيان فرموده كه داخل حصن حصين اعتقاد و التزام به ولايت و امامت‏شده باشند . اين، به نوبه‏ى خود، جلوه‏اى از پيوند حج و ولايت است .
امام صادق (عليه‏السلام) در پاسخ پرسش از معناى آيه‏ى شريف «فيه آيات بينات مقام ابراهيم و من دخله كان آمنا» فرمود: «اطلاق آن، مراد نيست; زيرا، ملحدان و صاحبان عقايد باطل نيز در آن جا داخل مى‏شوند و حال آن كه در امان نيستند، بلكه مراد، كسانى هستند كه هم عارف به حق ما باشند و هم جايگاه والاى كعبه را بشناسند . اين افراد، اگر داخل كعبه شوند از گناهان خود پاك شده و دنيا و آخرت آنان كفايت‏خواهد شد .» . (47)

7 - حج، ميعاد با ولايت

طواف بر گرد سنگ‏هاى كعبه، مقدمه‏ى آن چيزى است كه ائمه (عليهم‏السلام) ما را به آن امر فرموده‏اند . (48)
كعبه‏ى سنگ، نشانى است كه ره گم نشود
حاجى! احرام دگر بند، ببين يار كجاست
امام محمدباقر (عليه‏السلام) با مشاهده‏ى طواف كنندگان كعبه مى‏فرمايد: «در جاهليت هم، اين چنين، هفت دور بر گرد اين كعبه مى‏گشتند . مردم، مكلف اند اطراف اين سنگ‏ها بگردند و پس از آن نزد ما آمده، مودت و نصرت و آمادگى شان را بر ما عرضه كنند .» . (49)
سپس حضرت (عليه‏السلام) به سخن حضرت ابراهيم (عليه‏السلام) كه در قرآن آمده، استشهاد كرد و آن را تلاوت فرمود: «فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم‏» (50) ; پروردگارا! تو، دل‏هاى گروهى از مردم را متوجه آنان ساز .
در روايت ديگرى امام باقر (عليه‏السلام) به «قتادة‏بن دعامه‏» معروف به «فقيه اهل بصره‏» ، ضمن استشهاد به اين آيه‏ى شريف مى‏فرمايد: «مراد، تمايل قلب‏ها به سمت كعبه نيست . اگر چنين بود، بايد با ضمير مفرد (اليه) مى‏فرمود و نه جمع (اليهم). به خدا سوگند! آن كه ابراهيم فرا خواند تا قلب‏ها به سوى او متمايل شود، ماييم . . .» (51)
خداى سبحان، بعد از آن كه جاى خانه را براى ابراهيم آماده ساخت تا او، آن خانه را بنا كند، به او فرمود: «و اذن فى الناس الحج‏ياتوك رجالا و على كل ضامر ياتين من كل فج عميق‏» (52) ; مردم را دعوت عمومى كن تا پياده و سواره بر مركب‏هاى لاغر، از هر راه دورى به سوى تو بيايند .
نكته‏ى بسيار دقيق و ظريف، در كلمه‏ى «ياتوك‏» نهفته است . مردم، حج مشرف شوند، اما نه «ياتونا» (به سوى ما)، بلكه «ياتوك‏» (به سوى تو) كه ولى زمان هستى .
گويا، حج، مقدمه‏اى براى رفتن و حاضر شدن در محضر ولى زمان (عليه‏السلام) است . پنجمين پيشواى حق بعد از نبى (صلى الله عليه وآله) مى‏فرمايد: «مردم، فرمان داده شده‏اند تا نزد اين سنگ بيايند و برگرد آن‏ها طواف كنند و سپس نزد ما آيند و دوستى و نصرت خود را اعلام كنند .» (53) ; يعنى، زمينه‏ى «حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر» (54) را فراهم كنند .
اگر محتواى حج و روح كعبه، حضور و اعلام آمادگى نزد معصوم (عليه‏السلام) نباشد، مكه، همان بازار عكاظ، و كعبه، جايگاه بت‏ها و توليت آن، در شب نشينى مستانه با مشك شراب معاوضه مى‏شود . (55)
اين مسئله‏ى پر رمز و راز، «حج ابراهيمى‏» را از «حج جاهلى‏» امتياز مى‏بخشد . امام محمد باقر (عليه‏السلام) درباره‏ى ملاقات امام عصر و اعلام آمادگى بر حمايت و اطاعت، مى‏فرمايد:
فعال كفعال الجاهلية! اما - والله! - ما امروا بهذا و ما امروا الا ان يقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم! فيمروا بنا فيخبرونا بولايتهم ويعرضوا علينا نصرتهم; (56) اين اعمال، مانند اعمال زمان جاهليت است! آگاه باشيد! به خدا سوگند! مردم، به حج مامور نشدند و مامور نگشتند، مگر اين كه مناسك حج و حلق و تقصير به جا آوردند و به عهد و نذرهاى خويش وفا كنند و بر ما بگذرند و ولايت و محبت‏شان را به ما اطلاع دهند و نصرت و يارى خود را بر ما عرضه دارند .
حرم و زمزم و صفا باشد
از صفاى تو با صفا، مهدى! (57)

8 - تماميت‏حج

درباره‏ى اتمام حج و عمره كه در آيه‏ى شريف «واتموا الحج والعمرة لله‏» (58) بدان امر شده، گذشته از بحث‏هاى فقهى، در برخى از روايات، زيارت و لقاى امام (عليه‏السلام) به عنوان متمم حج‏بيان شده است .
شكافنده‏ى علوم، امام محمد باقر (عليه‏السلام) در اين خصوص مى‏فرمايند: «تمام الحج لقاء الامام (59) ; تماميت‏حج، ديدار با امام است .» .
اى خوش آن روز كه به تو گردد مقبول
در بر خالق يك تا به دو صد تحسينم
اى خوش آن روز كه در آخر برنامه‏ى حج
وصل روى تو دهد اى مه تسكينم
امام جعفر صادق (عليه‏السلام) دراين خصوص مى‏فرمايد: «اذا حج احدكم فليختم حجه بزيارتنا; لان ذاك من تمام الحج; (60) هنگامى كه، يكى از شما، حج انجام داد، حج‏اش را به زيارت ما ختم كند; زيرا، زيارت ما، از (نشانه‏هاى) تماميت‏حج است .» .
وقتى يحيى بن يسار، بعد از حج، به محضر ولى زمان‏اش امام جعفر صادق (عليه‏السلام) بار مى‏يابد، حضرت (عليه‏السلام) مى‏فرمايند: «حاج بيت الله و زوار قبر نبيه و شيعة آل محمد! هنيئالكم; (61) حاجيان خانه‏ى خدا و زائران قبر پيامبر او و شيعه آل محمد! گوارا باد بر شما .» .
از اين فرمايش، به دست مى‏آيد كه اگر انسان، محضر ولى زمان‏اش را درك كند، شيعه و زائر حقيقى و حاجى واقعى است .
ذريح محاربى كه جايگاه ويژه‏اى نزد امام صادق داشته و داراى كتاب بوده است، مى‏گويد: به آن حضرت (عليه‏السلام) عرض كردم: «خداوند، در قرآن كريم، مرا مامور به كارى كرده كه من دوست دارم آن را انجام دهم .» . امام صادق (عليه‏السلام) پرسيدند: «آن كار چيست؟» .
عرض كرد: «اين فرموده‏ى خداوند عزوجل كه «ثم ليقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم‏» .» . (62) آن حضرت فرمود: منظور از «ليقضوا تفثهم‏» تشرف به حضور امام است و مراد از «وليوفوا نذورهم‏» انجام دادن مناسك حج است .
عبدالله بن سنان كه اين روايت را از ذريح محاربى نقل مى‏كند، مى‏گويد: به خدمت امام صادق (عليه‏السلام) شرف ياب شدم و عرض كردم: «آيه‏ى «ثم ليقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم‏» را براى‏ام معنا كنيد .» . آن حضرت فرمود: «به معناى كوتاه كردن موى شارب و چيدن ناخن و مانند آن است .» . عرض كردم: «ذريح محاربى، از شما روايت كرد كه مراد از «ليقضوا تفثهم‏» لقاى امام، و مراد از «وليوفوا نذورهم‏» انجام دادن آن مناسك است .» . امام صادق (عليه‏السلام) فرمود: «هر دو نفر شما، راستگو و صادق‏ايد، لكن قرآن كريم، همان گونه كه ظاهرى دارد، باطنى هم دارد كه كسى جز ذريح (و امثال او) تحمل آن را ندارد . (63) » .
چو جان شود محرم، به تن احرام‏گيرى
كز وعده‏ى ديدار جانان كام‏گيرى
وز زمزم چاه زنخدان جام‏گيرى
بوسى حجر خال لب لعل نگاران (64)
آن چه در ايام حج مهم است، هماهنگ بودن با امام عصر (عليه‏السلام) است . اگر امام زمان، محرم به احرام نشد و براى نابود كردن ريشه ظلم و فساد، از مكه به سوى كوفه خارج شد، كسانى كه در لباس احرام مى‏مانند و حاضر به يارى او نيستند، محرم واقعى و محرم اسرار نيستند، و حتى خداوند از خراب شدن كعبه بر سر آنان ابا ندارد .
شيخ صدوق در پاسخ اين سؤال كه «چرا خداوند، كعبه را از تهاجم سپاه ابرهه مصون داشت، اما مانع ويرانى كعبه به دست‏حجاج (65) نشد؟» ، مى‏نويسد:
حرمت كعبه، براى آن است كه دين محفوظ بماند و حافظ دين، امام معصوم (عليه‏السلام) است . ابن زبير، امام زمان خويش را نشناخت و او را يارى نكرد، بلكه خود داعيه‏ى رهبرى داشت . از اين رو، به كعبه هم كه پناه برد، خداوند به او پناه نداد، اما ابرهه، براى ويران كردن قبله و از بين بردن مطاف آمده بود، لذا خداوند به او امان نداد . (66)
از اين حادثه، قدر امام و حرمت ولايت و عزت خلافت، به خوبى، دانسته مى‏شود . حرمت‏حرم و بلد امين، به صاحب ولايت است . در عرفاتى كه امام نباشد، معرفتى نيست; در مشعرى كه امام نباشد، شعورى نيست; در منى اگر امام نباشد، شيطان واقعى رمى نمى‏شود; اگر كنار آب زمزم، امام نباشد، نشان<
حج امام زمان(عج) ولایت

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 متهم ردیف اول ترویج بی‌حجابی کیست؟  [ جمعه، 16 اسفند ماه، 1392 ] 830 مشاهده
 مهدویت در اندیشه شهید مطهری  [ دوشنبه، 19 خرداد ماه، 1393 ] 626 مشاهده
 ياران خاص مهدي هنگام ظهور  [ سه شنبه، 20 آبان ماه، 1393 ] 929 مشاهده
 امکان ديدار با امام زمان(ع)  [ پنجشنبه، 15 اسفند ماه، 1392 ] 732 مشاهده
 9 دي ، جلوه اي زيبا از دنياي درخشان پس از ظهور  [ يكشنبه، 8 دي ماه، 1392 ] 1437 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب