تحف العقول  ، حدیثى از امام صادق آورده است که به ابن نعمان فرمود : امام نمى تواند هرچه را که مى داند ، به تو بگوید ، چون رازى است که خدا به جبرئیل فرمود ، جبرئیل به محمد ; محمد به على ; على به حسن ; حسن به حسین ; حسین به على ; على به محمد ; محمد هم به امام دیگر سپرد . براى ظهور عجله نداشته باشید . به خدا ! وقت آن نزدیک شده بود ( سه بار فرمود ) اما چون شما خبر را پخش کردید ، خدا ظهور را به تأخیر انداخت . به خدا ! هر رازى دارید ، دشمن از شما آگاه تر است ! (بحار)


اهل بیت(علیهم السلام)،به شیعیانى که براى ظهور شتاب مى کردند، «محاضیر» مى گفتند. نادانى و علاقه شان به جنگ و جهاد ، باعث مى شد به هر انقلابى که به شورش و نبرد فرا مى خواند، بپیوندند ! مفرد این واژه « محضار » است اما فقط «محضیر» استفاده شده (لسان العرب ) و به اسبى که زیاد ( نه سریع ) بدود ، گفته مى شود . امامان(علیهم السلام)شتابزدگان را «اصحاب المحاضیر» نامیده اند ، یعنى کسانى که مانند اسب مشتاق دویدن هستند .
امامان کوشش داشتند که این جنگاوران عجول را آرام و متعادل کنند ، به همین خاطر برایشان شرح مى دادند که جریان امام مهدى(علیه السلام) ، برنامه الهى طولانى مدت است ، و آنان مى بایستى که صبر و شکیبایى به خرج دهند و در امر خدا شتاب نورزند . گاهى به آنان مى گفتند ، زیر پرچمى که امام(علیه السلام)مشروعیت آن را تأیید نکرده ، نباید بایستند و زمانى هم پیامدها و تبعات زیاده روى و شتابزدگى را به آنها گوشزد مى کردند ، همچنین به آنان اطمینان مى دادند که هر چقدر دشمن به آنها فشار وارد کند ، نمى تواند شیعه را از بین ببرد ، چون خدا ضامن بقا و ماندگارى آنان شده است .
امام صادق(علیه السلام) فرمود : « محاضیر » هلاک مى شوند . . . اما مقرّبان درگاه الهى نجات مى یابند ، و دژها پابرجا و استوار مى مانند . در خانه هایتان بمانید و گرد و خاک شورش به پا نکنید که غبارش بر سر و رویتان بنشیند ! اگر دشمنان بخواهند شما را از بین ببرند ، خدا آنان را به بلایى مشغول مى سازد (و دیگر نمى توانند به شما آسیب برسانند) مگر آن که خودتان به آنان دست درازى کنید ! ( الغیبه نعمانى  ) .
در تاریخ الکوفه  آمده است که امیر مؤمنان(علیه السلام) خطاب به شهر کوفه فرمود : واى بر تو اى کوفه و خواهرت بصره ! مانند چرم بازار « عکاظى » (زیر پاى حوادث) گسترده و لِه مى شوید و پایمال رویدادهاى سخت مى گردید ، اما با دانشى که خدا به من داده ، مى دانم هر ستمکارى که برایتان بدى بخواهد ، خدا او را به بلایى مشغول مى سازد .
نعمانى  از صالح بن میثم و یحیى بن سابق آورده است که ابو جعفر باقر(علیه السلام) فرمود : اصحاب محاضیر (شتاب زدگان) هلاک مى شوند ، اما مقربان نجات مى یابند و دژها پابرجا مى مانند . پس از غم و اندوه ، فتحى عجیب است . ( بحار )
کشى  از على بن جعفر(علیه السلام) آورده است : مردى خدمت برادرم ( امام موسى بن جعفر ) رسید و پرسید : صاحب الامر کیست ؟ فرمود : مردم ( واقفیه ) پس از شهادتم ، دچار فتنه مى شوند و مرا قائم مى دانند ، اما قائم ، چندین سال بعد خواهد آمد . ( اثبات الهداه  و بحار  )
در فصل سفیانى به نقل از کافى  به روایت عیص بن قاسم گذشت : شنیدم ابوعبدالله(علیه السلام) فرمود : خدا یکتاست و شریکى ندارد . تقوا داشته باشید و مراقب خویش باشید . به خدا اگر انسان ، گله اش را به شبانى سپرده باشد ، و شبان آگاه ترى بیابد ، چوپان کنونى را بیرون مى کند و آن را که آگاه تر است ، به کار مى گیرد . به خدا اگر هر یک از شما ، دو جان داشته باشد ، و یکى را در جهاد و دیگرى را در جنگ به کار ببرد و تجربه کسب کند ، جان دیگرش را حفظ مى کند تا طبق تجربه هایش از آن استفاده نماید ; اما آدمى یک جان بیشتر ندارد ، که وقتى آن را از دست بدهد ، فرصت توبه را هم از دست داده است !
بهتر آن است که خود ، راه خویش را برگزینید . اگر کسى از طرف ما آمد ، (و خواست قیام کند) بنگرید که براى چه هدفى قیام مى کنید ! قیام « زید بن على » را بهانه نکنید . او دانشمند و درستکار بود و حکومت را براى خود نمى خواست ، بلکه هدفش کسب رضایت آل محمد(صلى الله علیه وآله) بود . اگر پیروز مى شد ، به هدفش عمل مى کرد . بر ضد حاکمان قیام کرد تا آنان را شکست بدهد. اگر امروز کسى به نام ما قیام کند، چه هدفى دارد؟ رضایت آل محمد ؟! شما را شاهد مى گیریم که ما راضى به این کار نیستیم ! چون مدعیان، امروز که تنهایند ، نافرمانى ما را مى کنند ، چه رسد به روزى که پرچمداران و افراد زیادى زیر بیرق داشته باشند ، از ما حرف شنوى نخواهد داشت ، مگر انقلابیونى که بنى فاطمه با آنان باشند . به خدا امام شما فقط کسى است که بنى فاطمه پیرامونش باشند ! علل الشرائع  ، بحار  و  ، کافى  به روایت سریر از امام صادق(علیه السلام) .
کافى  از ابو بصیر آورده است که ابوعبدالله(علیه السلام) فرمود : هر پرچمى که پیش از قیام قائم(علیه السلام) ، برافراشته شود ، سردمدار آن طاغوت است ، که بر ضد خدا پرستش و پیروى مى شود . وسائل  و بحار  .
نعمانى  و  از ابو جارود آورده است که به ابو جعفر(علیه السلام) گفتم : نصیحتى به من بفرما ، فرمود : تو را به تقواى الهى سفارش مى کنم . در خانه ات بنشین و با توده مردم باش . مبادا با کسانى که به نام ما شورش مى کنند ، همراه شوى ; قیام شان پایه و اساسى ندارد و هدفى را دنبال نمى نمایند ! بدان که مردم نمى توانند حکومت بنى امیه را کنار بزنند ، اما حقگرایان ، دولتى خواهند داشت ، که وقتى محقق شود ، خدا آن را به هر یک از ما اهل بیت که بخواهد ، مى سپارد . هر کسى که آن زمان را دریابد ، همراه ما در درجه و مقامى عالى است ، اما اگر خدا جانش را پیش از برپایى دولت ما ، بگیرد ، خیر و پاداش به او مى رسد .
بدان هر گروهى که بخواهد ستمى را برطرف کند یا عزتى به دین ببخشد ، جز بلا و سختى چیز عاید کسى نمى شود ; مگر گروهى که همراه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در جنگ بدر بودند ، کشته اى نداشتند تا دفن شود ، افتاده و مرده اى نداشتند که از روى زمین برداشته شود و زخمى نشدند که درمان شوند ! پرسیدم : مگر آنان چه کسانى بودند ؟! فرمود : فرشتگان ! اثبات الهداه  ، بحار  ومستدرک الوسائل  .
کافى  از اسماعیل جعفى نقل مى کند : مردى خدمت امام باقر ابوجعفر(علیه السلام) رسید که نامه اى همراه داشت . امام فرمود : این نامه « مخاصم » است که پرسیده : چه عقیده اى داشته باشیم که اعمالمان قبول شود ؟ مرد گفت : آرى ، پاسخ همین پرسش را مى خواهم ! فرمود : شهادت دهد که خدایى جز الله نیست ، یکتاو بى شریک است و محمد(صلى الله علیه وآله) بنده و رسولش است . آنچه را خدا وحى فرموده ، بپذیرد . ولایت و دوستى ما اهل بیت را داشته باشد . از دشمنان ما بیزارى بجوید . تسلیم امر ما باشد ، پارسایى و فروتنى داشته باشد و در انتظار قائم باشد . ما دولتى داریم که هر وقت خدا بخواهد ، آن را محقق مى سازد . امالى طوسى  ، اثبات الهداه  و بحار  .
نعمانى  از داود بن کثیر رقى آورده است : خدمت ابوعبدالله جعفر بن محمد(علیهما السلام)در مدینه رسیدم ، ایشان فرمود : چرا دیر آمدى ؟ عرض کردم : مسئله اى در کوفه پیش آمد ! فرمود : کسى را آنجا دارى ؟ گفتم : عمویتان « زید » ، در حالى از او جدا شدم که سوار بر اسب شده بود و شمشیر به کمر بسته بود و با صداى بلند فریاد مى زد : پیش از آن که مرا از دست بدهید ، از من بپرسید ! دانشى انبوه در سینه دارم . ناسخ را از منسوخ ، مثانى و قرآن عظیم را مى دانم و بین شما و خدا عَلَم و حجّتم !
امام فرمود : اى داود ، مبادا گمراه شوى ! بعد به سماعه بن مهران فرمود : سبد خرما را بیاور . سبد خرما را آورد . امام خرماى رسیده اى از آن برداشت و خورد ، بعد هسته اش را در زمین کاشت ; آن هسته رویید و پر ثمر شد ! سپس بر شاخه نخل زد و خرماى نارسیده اى چید ، آن را دو نیم کرد و برگى سفید از آن درآورد و گشود و به من داد و فرمود : بخوان .
دو سطر در آن برگ نوشته شده بود، در سطر اوّل «لا إله إلا الله» و « محمد رسول الله» و در خط دوم ، آیه  سوره توبه بود : « تعداد ماه ها نزد خدا در کتاب الهى ، از زمان آفرینش آسمان ها و زمین ، دوازده ماه است ، که چهار ماه آن ، ماه حرام است ( و جنگ ممنوع مى باشد ) این ، آیین ثابت و پابرجاى الهى است » (و در دنبال نوشته شده بود : )امیر مؤمنان على بن ابى طالب ، حسن بن على ، حسین بن على ، على بن حسین ، محمدبن على ، جعفر بن محمد ، موسى بن جعفر ، على بن موسى ، محمد بن على ، على بن محمد ، حسن بن على و حجت.
سپس امام فرمود : اى داوود ! آیا مى دانى این مطلب ، چه زمانى نوشته شده ؟ عرض کردم : خدا و رسول و شما داناترید ، فرمود : دو هزار سال پیش از آن که خدا آدم را بیافریند ! مقتضب الأثر  ، مناقب ابن شهر آشوب  ، تأویل الآیات  ، اثبات الهداه  ، بحار  و  و  و  .
امامان(علیهم السلام) ، همچنانکه لغزش شتابزدگان در وقت ظهور را چاره جویى مى کردند ، کسانى را هم که به نادانى یا براى گمراهى مردم ، وقت ظهور را تعیین مى کردند ، دروغگو مى خواندند .
در کافى  از فضل بن یسار آورده است که از ابو جعفر(علیه السلام) پرسیدم : ظهور چه موقع است ؟ سه بار فرمود : کسانى که وقت تعیین مى کنند ، دروغگویند . حضرت موسى(علیه السلام) ، وقتى همراه گروهى به میقات پروردگار رفت ، سى روز وعده داشت اما خدا ده روز بر آن افزود ، قومش گفتند : موسى خُلْف وعده کرده و نافرمانى کردند ! اگر حدیث و سخن ما، عملى شد ، بگویید که خدا درست فرمود اما اگر عملى نشد ، باز بگویید که خدا درست فرمود ، تا دو پاداش بگیرید . الغیبه نعمانى  ، الغیبه طوسى  ، بحار  و  .
الامامه والتبصره از ابو عبیده حذاء آورده است که از ابوجعفر(علیه السلام) پرسیدم : ظهور چه موقع است ؟ فرمود : اگر امید داشتید که زمانى بیاید ، اما زمانى دیگر آمد ، منکر آن نشوید . ( بحار  )
نعمانى  از محمد بن مسلم آورده است که ابوعبدالله(علیه السلام) به او فرمود : اگر کسى به نقل از ما ، زمانى را نقل و تعیین کرد ، نترس از اینکه او را دروغگو بدانى ، چون هیچ وقتى را براى احدى تعیین نمى کنیم .
الغیبه طوسى  آورده است : اگر کسى ، زمانى را برایت تعیین کرد ، نترس از اینکه او را دروغگو بدانى ، زیرا وقتى را براى احدى مشخص نمى کنیم .
نیز به نقل از منذر الجواز از ابوعبدالله(علیه السلام) آمده است : کسانى که وقت تعیین کنند ، دروغگو هستند. نه در گذشته ونه در آینده، وقتى را تعیین نمى کنیم. بحار  و و.
کافى  از ابو بصیر آورده است که از ابوعبدالله(علیه السلام) درباره زمان ظهور قائم پرسیدم، فرمود : افرادى که زمان تعیین مى کنند ، دروغ گویند .
ما اهل بیت زمانى را مشخص نمى کنیم . . . و اگر کسى ، وقتى مشخص کند ، خدا با آن مخالفت مى کند . نعمانى  و  . . . اثبات الهداه  و بحار  و  و  .
کافى  از عبدالرحمن بن کثیر آورده است : خدمت ابوعبدالله(علیه السلام) بودم که « مهزم » آمد و پرسید : ظهورى که در انتظارش هستیم ، چه زمانى رخ مى دهد ؟ فرمود : هر کسى وقت تعیین کند ، دروغ گفته ، شتاب کنندگان هلاک مى شوند اما کسانى که تسلیم خواست خدایند ، نجات مى یابند . الامامه والتبصره  ، نعمانى  و  ، الغیبه طوسى  . . . بحار  .
البرهان   ، نوشته صاحب کنز العمال ، از مسند محاملى آورده است که امام باقر(علیه السلام) فرمود : گمان مى کنند من مهدى ام ، اما مرگ به من نزدیک تر است تا ادعایى که مى کنند !
کافى  از ابو حمزه ثمالى آورده است که شنیدم ابوجعفر(علیه السلام) فرمود : خدا زمان فَرَج و گشایش مؤمنان را سال هفتاد هجرى قرار داد ، اما وقتى حسین(علیه السلام) را کشتند ، غضب خدا بر زمینیان بالا گرفت ، و وقت گشایش را به  هجرى تأخیر انداخت که ما آن را گفتیم و شما خبر را پخش کردید و سِرّ فاش شد ! پس از این ، دیگر خدا وقت فَرَج را براى ما تعیین نفرمود . خدا هر چه بخواهد محو ، و هر چه را بخواهد اثبات مى کند و ام الکتاب ( لوح محفوظ ) نزد اوست ، ابو حمزه مى گوید : آ ن را براى ابا عبدالله(علیه السلام)گفتم ، فرمود : درست است .
مانند آن در عیاشى  آمده است : این حدیث را براى ابوعبدالله(علیه السلام) نقل کردم ، فرمود : درست است : به ابو جعفر(علیه السلام) گفتم : على(علیه السلام) فرمود که تا سال هفتاد ، بلا هست اما پس از آن رفاه و گشایش است ، ولى سال هفتاد گذشت و آسایشى ندیدیم ! ابو جعفر فرمود : همان حدیث بالا . . . )
تحف العقول  ، حدیثى از امام صادق آورده است که به ابن نعمان فرمود : امام نمى تواند هرچه را که مى داند ، به تو بگوید ، چون رازى است که خدا به جبرئیل فرمود ، جبرئیل به محمد ; محمد به على ; على به حسن ; حسن به حسین ; حسین به على ; على به محمد ; محمد هم به امام دیگر سپرد . براى ظهور عجله نداشته باشید . به خدا ! وقت آن نزدیک شده بود ( سه بار فرمود ) اما چون شما خبر را پخش کردید ، خدا ظهور را به تأخیر انداخت . به خدا ! هر رازى دارید ، دشمن از شما آگاه تر است ! ( بحار  )
بحار  در توضیح فرمایش امام که فرمود « دوستان و برادرانى دارى ، و نمى توانم وقت ظهور را بگویم » مى نویسد : شاید مقصود امام از این حکایت ، آن باشد که اکنون زمانِ وفاى به عهد نیست . اگر به تو زمان ظهور را بگویم ، دوستان و آشنایانى دارى که به آنان مى گویى ، در نتیجه خبر بین مردم شایع مى شود و اوضاع به فساد مى انجامد . حتى قول دادن به اینکه راز پوشیده مى ماند ، فایده ندارد .
معناى روایت آن است که امام باقر(علیه السلام)، وقت ظهور مهدى(علیه السلام) را مى دانست، اما از شیوع خبر و ضرر پیامد آن دورى مى کرد . مجلسى(رحمه الله) هم این مطلب را گفته است ; مؤید ما روایتى است که مى گفت : ظهور به تأخیر افتاد ، چون خبر آن پخش شد .
در احادیث این فصل ، بحث هایى درباره تعیین وقت ظهور و تأخیر آن به سبب کردار مردم و معناى مشیت و قضا و قَدَر الهى ، همچنین حکمت اینکه نخست خدا امرى را اعلام کند ، و بعد « بدا » حاصل شود و از رأیش برگردد ، گذشت .
همچنین اینکه چرا امامان(علیهم السلام) از قیام بر ضد حاکمان ستمگر نهى کرده اند . آیا قیام ، نیازمند رهبرى امام معصوم یا اذن اوست ، یا احادیث ، مربوط به اوضاع و شرایط زمان و مکان است ؟ ( چنان که امام خمینى معتقد بود ) . این مطالب بحث هاى مفیدى است اما در گنجایش این کتاب نیست .


شتاب کردن در امر ظهور امام زمان آخرالزمان

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 رمضان با مهدی ( حدیث 26 )  [ دوشنبه، 22 تير ماه، 1394 ] 489 مشاهده
 رمضان با مهدی ( حدیث 2 )  [ جمعه، 29 خرداد ماه، 1394 ] 471 مشاهده
 انقلاب موعود ( بخش دوم )  [ چهارشنبه، 16 بهمن ماه، 1392 ] 1104 مشاهده
 يماني درفش هدايت  [ چهارشنبه، 3 مهر ماه، 1392 ] 3382 مشاهده
 رمضان با مهدی ( حدیث 22 )  [ پنجشنبه، 18 تير ماه، 1394 ] 389 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب