ظهور بزرگ منجى بشريت، امرى مسلّم است و بی ‏هيچ ترديدى واقع خواهد شد. آنچه مورد اختلاف است، وقت ظهور است و اين كه آيا ظهور، تعجيل ‏پذير است يا خير؟ و آيا ما وظيفه‏ اى براى زمينه‏ سازى آن داريم؟ در اين زمينه ديدگاه‏هاى مختلفى، وجود دارد. نويسنده مقاله، چنين می انديشد كه وظايفى بر عهده ماست كه انجام آنها، موجب تعجيل در ظهور مصلح عالم میشود.


اشاره

ظهور بزرگ منجى بشريت، امرى مسلّم است و بى‏هيچ ترديدى واقع خواهد شد. آنچه مورد اختلاف است، وقت ظهور است و اين كه آيا ظهور، تعجيل‏پذير است يا خير؟ و آيا ما وظيفه‏اى براى زمينه‏سازى آن داريم؟ در اين زمينه ديدگاه‏هاى مختلفى، وجود دارد. نويسنده مقاله، چنين مى‏انديشد كه وظايفى بر عهده ماست كه انجام آنها، موجب تعجيل در ظهور مصلح عالم مى‏شود.
وى علاوه بر ذكر دلايل، قرآنى و روايى جهت اثبات نظر خويش، عوامل آمادگى و زمينه‏سازى را بر چهار نوع، تقسيم مى‏كند: آمادگى فكرى و فرهنگى؛ آمادگى اجتماعى؛ آمادگى‏هاى تكنولوژيكى و آمادگى‏هاى فردى.
دلالت برخى از آيات قرآنى، بر زمينه سازى ظهور، بحث پايانى مقاله است.

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اللهم انّا نشكو اليك فقد نبيّنا و غيبة وليّنا، و شدّة الزمان علينا، و وقوع الفتن بنا، و تظاهر الاعداء و كثرة عدوّنا و قلّة عددنا.(1)

خرم آن روز كه آن دلبر جانان آيد  درد هجران رود و چاره و درمان آيد

مقدمه

بى‏شك در روزگارى كه دنيا از ظلم، جور و بى‏عدالتى پر و همچون كشتى در درياى پرتلاطم، دچار امواج سهمگين شده است، و هر لحظه به خطر نابودى نزديك‏تر مى‏شود، و در معرض غرق شدن قرار دارد، جامعه بشرى منتظر است تا به دست منجى و مصلحى توانا به ساحل نجات برسد، و گرنه هستى و آفرينش انسان به مقصد نهايى و كمال خويش نخواهد رسيد.
اين اراده الهى است كه روزى آن منجى حقيقى خواهد آمد، چرا كه خداوند، خود فرمود:

«و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين»(2)

ما مى‏خواستيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم.

روزى كه صالحان، وارث زمين خواهند شد و آن را از چنگال طالحان و جباران رها خواهند ساخت. كه فرمود:

«و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادى الصالحون»(3)

در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‏ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد.

اين مصلح واقعى و وارث حقيقى كسى نيست، جز مهدى موعود عليه‏السلام كه به عنوان «بقية اللّه»، در پس پرده غيبت به سر مى‏برد، تا روزى كه مشيت خداوندى اقتضا كند، آن حضرت ظهور و زمين را سراسر پر از عدل و داد كند.

وظايف ما براى فرج حضرت

اصل ظهور آن منجى، قطعى است و بى شك صورت خواهد گرفت، اما سخن در اين است كه چه بايد كرد تا اين حركت سرعت گرفته و ظهور تعجيل پذيرد؟ بهتر است پرسش‏هاى اساسى را اين گونه مطرح كنيم كه:
آيا به طور كلى راهى براى تعجيل وجود دارد؟
آيا ممكن است با زمينه سازى مناسب، به ظهور حضرت حجة عليه‏السلام شتاب بخشيد؟
آيا قرآن در اين باره طرح و سخنى دارد؟
براى پاسخ‏گويى به اين پرسش‏ها، اين نوشتار را در دو بخش: ديدگاه‏ها و نگاه قرآن مورد بررسى قرار مى‏دهيم.

بخش نخست: ديدگاه‏ها

در برابر پرسش‏هاى بالا، با توجه به ديدگاه‏هاى مختلف پاسخ‏هاى چندى وجود دارد كه در زير مورد بررسى قرار مى‏گيرد

 

ديدگاه نخست

ظهور حضرت حجت، مانند وقوع قيامت به اراده خداوند است و انسان‏ها خواه دوست آن حضرت باشند يا دشمن، هيچ نقشى در آن ندارند؛ بايد نظاره‏گر بود تا اراده الهى بدان تعلق بگيرد و ظهور محقق گردد.

ديدگاه دوم

با توجه به حديث «امتلاء الارض» بايد در اشاعه ظلم و گسترش جور گام برداشت تا پيمانه پر شده زمينه ظهور فراهم گردد.

ديدگاه سوم

انگيزه ظهور را بايد در عوامل غيبت جست و جو كرد. بايد علل غيبت را مورد توجه قرار داد و موانع را برطرف كرد تا زمينه ظهور مهيا شود.

ديدگاه چهارم

بايد به وظايفى كه در زمان غيبت بر دوش ما گذاشته شده و از ما خواسته شده، عمل كنيم تا در ظهور و قيام حضرت حجت عليه‏السلام شتاب لازم پديد آيد.

بررسى ديدگاه نخست

دليل طرفداران نظريه نخست، پاره‏اى از روايات است؛ از جمله روايت مفضل از امام صادق عليه‏السلام كه مى‏فرمايد «... لانّه هو الساعة التى قال اللّه تعالى: يسئلونك عن الساعة ايان مرساها، قل: انما علمها عند ربّى لا يجليها لو قتها الاّ هو»(4)(5)
زيرا آن (ظهور مهدى عليه‏السلام ) همان ساعت (و قيامتى) است كه خداوند مثال (درباره آن فرموده است: يسئلونك عن الساعة ايان مرساها... درباره قيامت از تو سئوال مى‏كنند، كى فرا مى‏رسد؟ بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است. و هيچ كس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشكار سازد.)
برخى از روايات حتى بحث از مهدى( عليه‏السلام ) را نيز ممنوع كرده و آن را ضلالت دانسته‏اند؛ چنان كه در ذيل آيه: «و ما يدريك لعلّ السّاعة تكون قريبا»(6)
و چه مى‏دانى شايد قيامت نزديك باشد. مى‏فرمايد:

يستعجل بها الذين لايؤمنون بها و الذين امنوا مشفقون منها و يعلمون انّها الحقّ الاّ الّذين يمارون فى الساعة لفى ظلال بعيد.(7)

كسانى كه به قيامت ايمان ندارند درباره آن شتاب مى‏كنند، ولى آن‏ها كه ايمان آورده‏اند پيوسته از آن هراسانند و مى‏دانند آن حق است. آگاه باشيد كسانى كه در قيامت ترديد مى‏كنند در گمراهى عميقى هستند.

راوى مى‏گويد: پرسيدم معناى يمارون چيست؟ حضرت فرمود:

يقولون متى ولد؟ و من رأى؟ و اين يكون؟ و متى يظهر، و كل ذلك استعجالاً لامر اللّه و شكا فى قضائه و دخولاً فى قدرته.(8)

مى‏گويند: چه زمانى متولد شده است؟ و چه كسى او را ديده است؟ و كى ظاهر مى‏شود؟ همه اين‏ها شتاب كردن در كار خدا و شك در حكم و دخالت در قدرت او است.

در اين دو روايت ضمن آن كه ظهور حضرت حجت، را تأويل آيات قيامت دانسته و عجله در وقوع آن را ناشى از عدم ايمان تلقى كرده است، بحث و پرسش درباره آن حضرت از جمله زمان ظهور را مراء، و محاجّه، شك در قضا و دخالت در قدرت خدا مى‏داند.
در روايت ديگرى تصريح دارد به اين كه، امر ظهور قابل تعجيل نيست؛ چنان كه در روايتى از امام صادق عليه‏السلام چنين مى‏خوانيم:

«ان اللّه لا يستعجل لعجلة العباد، ان لهذا الامر غاية ينتهى اليها، فلو قد بلغوها لم يستقدموا ساعة و لا يستأخرو»

خداوند به خاطر شتاب بندگان عجله نمى‏كند. همانا براى اين كار (ظهور مهدى(عج)) زمانى است كه به آن منتهى مى‏شود. پس اگر (بندگان) آن (زمان) را طلب كنند، لحظه‏اى مقدم يا مؤخر نمى‏گردد.

بنابر اين ديدگاه، انسان جز انتظار تكوينى هيچ نقشى ندارد. همانند كسى كه مسافرى دارد و نمى‏داند كجاست، بايد به حكم تكوين چشم به راه باشد تا وصل محقق شود؛ زيرا مطابق اراده و مشيت مطلق الهى، انسان در اين زمينه مسلوب الاختيار است، و كارى از وى ساخته نيست. نه قادر است اراده خدا را تغيير دهد و نه مى‏تواند در برابر خواست خدا اراده‏اى داشته باشد. تشبيه وجه انتفاع از حضرت در زمان غيبت به خورشيد در پس ابرها، مى‏تواند مؤيد اين بينش باشد؛ چرا كه بشر نمى‏تواند به سادگى ابرها را كنار زده و خورشيد را نمايان سازد.
بديهى است اين ديدگاه، با همه وجهه توحيدى و معرفتى كه دارد، توجيه عقلانى ندارد، و دست كم با اراده، اختيار، تشريع، تكليف و اذن در دعا منافات دارد.
از سوى ديگر، مذمت استعجال و پرسش از حال آن حضرت، به كسانى اشاره دارد كه در وجود حضرت ترديد داشتند و با پرسش‏هاى پى‏درپى در صدد ايجاد شبهه در اصل وجود مهدى عليه‏السلام بودند و چه كسى مى‏تواند بپذيرد كه روايات متعددى كه در معرفى آن حضرت وارد شده، مراء و محاجه باشد؟

ديدگاه دوم

روايت امتلاء كه مى‏فرمايد:

«المهدى من ولدى تكون له غيبة اذا ظهر يملأ الارض قسطا و عدلاً كما ملئت جورا و ظلما»(9)

مهدى (عج) از فرزندان من است براى او غيبتى است، هنگامى كه ظاهر شود زمين پر از قسط و عدل مى‏شود؛ همان طور كه پر از جور و ظلم شده است.

اين روايت متواتر بين شيعه و سنى است و شكى در آن راه ندارد، اما نمى‏تواند توجيه كننده اشاعه ظلم، جور، فحشا، منكرات و گناهكارى باشد؛ چرا كه اين موضوع با روح قرآن كاملاً در تضاد است. و نه تنها با تشكيل حكومت اسلامى و اجراى حدود و احكام مخالف است، بلكه با آيات امر به معروف و نهى از منكر، تواصى، ارشاد و تبليغ نيز ناسازگار مى‏باشد. چرا كه خواست خداوند و قرآن دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر است؛ چنان كه مى‏فرمايد:

«و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر»(10)

بايد از ميان شما، جمعى به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر دعوت كنند.

و پر كردن جامعه از ظلم و جور و گناه و فحشاء خواست شيطان و منافقان است، و اين سخن قرآن است كه مى‏فرمايد:

«و من يتبع خطوات الشيطان فانه يأمر بالفحشاء و المنكر»(11)

هر كس پيرو گام‏هاى شيطان شود، (گمراهش مى‏سازد زيرا) او به فحشا و منكر فرمان مى‏دهد.

و نيز مى‏فرمايد: «المنافقون و المنافقات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمنكر و ينهون عن المعروف.»(12)

مردان منافق و زنان منافق، همه از يك گروهند. آن‏ها امر به منكر، و نهى از معروف مى‏كنند.

بنابر اين ديدگاه، بايد بخش عظيمى از آيات قرآن و پيام آن را از كار انداخت و در مسير مخالف آن عمل كرد تا پيمانه پر شود. در سايه شوم اين نظريه همه انقلاب‏هاى آزادى بخش، جنگ‏ها و حتى قيام ائمه عليهم‏السلام محكوم و با بحران مشروعيت دچار مى‏شود؛ براى اين كه به جاى پر كردن پيمانه ظلم، امتلاى آن را به تأخير مى‏اندازد.
تنها نكته‏اى كه در اين باره مى‏توان گفت: اين است كه حديث امتلاء به ظهور علايم و نشانه‏ها از جمله گسترش بى‏عدالتى، گناه و منكرات در آخر الزمان اشاره دارد و اين هرگز به معناى جواز ارتكاب گناه نمى‏باشد.

ديدگاه سوم

اين كه بايد علت يا علل غيبت را بر طرف كرد تا زمينه ظهور فراهم آيد، ابتدا بايد ديد علت يا علل غيبت چيست و پس از آن گفت چه بايد كرد؟
دربرخى از روايات، تعابير زير خود نمايى مى‏كند:

الف: عارى بودن از بيعت

چنان‏كه در روايت رضوى( عليه‏السلام ) مى‏خوانيم كه «لئلا يكون فى عنقه لاحد بيعة اذا قام بالسيف».(13)
بديهى است اين مسأله نمى‏تواند علت اصلى غيبت باشد، بلكه علت عدم حضور آن حضرت است. به ديگر سخن، فرق است بين عدم حضور، و عدم ظهور و آن چه مورد بحث است، ظهور و قيام آن حضرت است كه اين غيبت خود زمينه تحقق آن ظهور است.

ب: خوف و ترس

در روايت زراره از امام صادق( عليه‏السلام ) مى‏خوانيم كه فرمود:

«ان للغلام غيبة قبل قيامه، قلت و لم؟ قال: يخاف على نفسه الذبح»(14)

براى آن پسر مهدى(عج) قبل از قيامش غيبتى است. گفتم: چرا؟ فرمود: (زيرا) از ذبح شدن خود مى‏ترسد.

و در روايت ديگرى مى‏فرمايد:

«ان للقائم غيبة قبل ظهوره، قلت [زراره] لم؟ قال يخاف القتل»(15)

براى قائم(عج) قبل از قيامش غيبتى است. گفتم: چرا؟ فرمود: از كشته شدن مى‏ترسد.

اين عامل نيز همانند عامل قبل، در حقيقت باعث حفظ جان آن حضرت براى تحقق قيام و ظهور است؛ نه عامل اصلى غيبت، و نمى‏توان با تأمين جان وى، زمينه ظهور و قيام را فراهم آورد.
ج: آزمايش الهى
اخبار متعددى دلالت دارد كه از علل و عوامل غيبت، آزمايش الهى است؛ در روايتى، امام باقر عليه‏السلام در پاسخ به جابر جعفى مى‏فرمايد :
«هيهات، هيهات، لا يكون فرجنا حتى تغربلوا ثم تغربلوا ثم تغربلوا، حتى يذهب الكدر و يبقى الصفو».
هيهات! هيهات! فرج ما واقع نمى‏گردد تا اين كه غربال شويد، سپس غربال شويد، سپس غربال شويد تا ناصافى و آلودگى برود و صاف و خالص باقى بماند.
و در روايت ديگرى از امام ابوالحسن عليه‏السلام مى‏خوانيم كه فرمود:

«اما و اللّه لا يكون الذى تمدون اليه اعينكم حتى تميزوا و تمحصوا، و حتى لا يبقى منكم الا الاندر. ثم تلا: ام حسبتم ان تتركوا و لما يعلم اللّه الذين جاهدوا منكم و يعلم الصابرين».(16)

آگاه باشيد، به خدا قسم محقق نمى‏شود آن كه چشمانتان را به او دوخته‏ايد تا اين كه جدا و پاك شويد و تا اين كه مقدار بسيار كمى از شما باقى بماند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «ام حسبتم ان تتركوا...».
هر چند عامل امتحان مى‏تواند، از علل غيبت، يا به تعبير ديگر حكمت آن، به شمار آيد، اما اين امر به دست مردم نيست تا مسير آن را عوض كنند؛ آن هم آزمونى كه ضرورتا مى‏بايست وسيله جدا كردن سره از ناسره، و كدر از مصفا باشد. غربال كردنى كه با آن، تعدادى اندك از صف اكثريت ناباب جدا شوند.

د: بى‏وفايى مردم

در برخى از توقيعات شريفه به اين مسأله اشاره شده است كه، بى‏وفايى مردم و گناهان آنان زمينه‏ساز غيبت حضرت حجت شده است. چنان كه مى‏فرمايد:

«و لو ان اشياعنا وفقهم اللّه على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا، على حق المعرفة و صدقها منهم بنا فما يحبسنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكرهه و لا نؤثره منهم».(17)

اگر خداوند به شيعيان ما توفيق همدلى در وفاى به عهدى كه بر ايشان است عنايت مى‏فرمود: مباركى ديدار ما براى ايشان به تأخير نمى‏افتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتى شايسته و درست شتاب مى‏شد. و چيزى ما را از ايشان محبوس نكرده است مگر اعمال ناخوشايند و ناپسندى است كه از آن‏ها به ما مى‏رسد.

مضمون اين توقيع اين است كه بى‏وفايى شيعيان نسبت به عهد و پيمان با آن حضرت موجب طولانى‏تر شدن غيبت و حرمان از وصال شده است. اين توقيع در حقيقت بيانگر چند نكته اساسى است:
1 ـ دورى از حضرت ثمره كارهاى ناپسند دوستان و شيعيان است؛ «فما يحبسنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكرهه».
2 ـ طولانى شدن غيبت نتيجه عدم همدلى شيعيان است؛

«و لو ان اشياعنا و فقهم اللّه على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا»

اگر خداوند به شيعيان (و پيروان) ما توفيق همدلى در وفاى به عهد مى‏داد، مباركى ديدار ما براى ايشان به تأخير نمى‏افتاد.

3 ـ همدلى شيعيان در وفاى به عهد [آن حضرت] مى‏تواند عاملى براى تعجيل در ظهور باشد؛ «لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا». در سعادت ديدار ما شتاب مى‏شد.

هـ : علل ناشناخته

بعضى از روايات‏ها بيانگر اين نكته‏اند كه امامان معصوم از علت اصلى غيبت آگاهند، اما مأمور به بيان آن نيستند؛ لذا سربسته و به طور اجمال حكمت‏هايى از آن را بيان كرده‏اند؛ دليل اين ادّعا روايت عبداللّه بن فضل هاشمى از امام صادق( عليه‏السلام ) است كه به وى فرمود:

«ان لصاحب الامر غيبة لا بد منها، يرتاب فيها كل مبطل، فقلت له: و لم جعلت فداك؟ قال لامر لم يؤذن لنا فى كشفه لكم، قلت: فما وجه الحكمة فى غيبة؟ فقال: وجه الحكمة فى غيبة وجه الحكمة غيبات من تقدمه من حجج اللّه تعالى ذكره، ان وجه الحكمة فى ذلك لا ينكشف الا بعد ظهوره، كما لا ينكشف وجه الحكمة لمّا أتاه الخضر( عليه‏السلام ) من خرق السفينة، و قتل الغلام و اقامة الجدار، لموسى( عليه‏السلام ) الا وقت افتراقها».(18)

براى صاحب امر غيبتى است كه چاره‏اى از آن نيست. هر مبطلى در آن شك مى‏كند. به او گفتم: فدايتان شوم، (غيبت) براى چيست؟ فرمود: براى امرى كه اجازه كشف آن براى شما را نداريم. گفتم: حكمت غيبت او چيست؟ فرمود: حكمت غيبت او همان حكمت غيبت حجت‏هاى خداوند قبل از او است. حكمت آن كشف نمى‏شود مگر بعد از ظهور او. همان طور كه حكمت سوراخ كردن كشتى و كشتن پسر و برپايى ديوار توسط حضرت خضر( عليه‏السلام ) براى حضرت موسى( عليه‏السلام ) كشف نشد مگر هنگام جدايى آن‏ها.

بر اساس اين روايت، و به خصوص تشبيه غيبت آن حضرت با خضر و كارهايش در مصاحبت حضرت موسى( عليه‏السلام ) صورت گرفته است، غيبت حضرت حجت( عليه‏السلام ) به عنوان يك واقعيت داراى تأويل معرفى گرديده است كه پس از ظهور، توسط خود آن حضرت روشن خواهد شد.
از آن چه گذشت، به خوبى روشن شد، كه علل شناخته شده و علل ناشناخته ياد شده، هيچ كدام قابل تغيير نيست تا بتوان به وسيله آن، زمينه ظهور را ايجاد و يا دگرگون نمود.
آرى تنها بى‏توجهى و بى‏وفايى شيعيان، قابل تغيير است كه آن را هم مى‏توان در قالب وظيفه دعا و انتظار فرج كه ـ پس از اين در ديدگاه چهارم بدان خواهيم پرداخت ـ درمان و در ايجاد زمينه ظهور گامى برداشت.

ديدگاه چهارم

احاديث و اخبار رسيده از ان حكايت دارد كه همان گونه كه مردم در عصر حضور ديگر ائمه نسبت به امام حاضر وظايفى بر عهده داشته و ادا مى‏كردند، در عصر غيبت نيز، افزون بر تكاليف عمومى، در خصوص مسأله غيبت وظايفى بر دوش دارند و بايد ضمن وصول به اجرا و ثواب گام‏هايى نيز در زمينه ظهور بردارند.

وظايف عصر غيبت

با توجه به مجموع روايات، وظايف زير استنباط مى‏شود:

الف: صبر

در روايتى امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد:
ما احسن الصبر و انتظار الفرج، اما سمعت قول الله تعالى «فارتقبوا انى معكم رقيب».(19) و قوله عزوجل: «فانتظروا انى معكم من المنتظرين،(20) فعليكم بالصبر، فانه انما يجيى‏ء الفرج على اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم».(21)
چه قدر نيكو است صبر و انتظار فرج. آيا نشنيدى اين سخن خداوند را كه: فارتقبوا اِنّى معكم رقيب. و اين سخن او كه: فانتظروا اِنّى معكم من المنتظرين. «منتظر باشيد من هم با شما در انتظارم». همانا فرج پس از نااميدى مى‏آيد و كسانى كه قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند.
تعبير «عليكم بالصبر» صراحت دارد، در اين كه وظيفه شيعيان در عصر غيبت، صبر بر فراق است.

ب: انتظار

هر چند از روايت بالا وظيفه انتظار نيز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى درباره انتظار بايد گفت: پيامبر و ائمه اطهار با تأكيد بسيار بر اين امر پاى فشرده‏اند؛ در روايتى از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏خوانيم كه فرمود: «افضل اعمال امتى انتظار الفرج».(22) برترين اعمال امت من انتظار فرج است. على عليه‏السلام در پاسخ كسى كه از وى پرسيد: «اى الاعمال احب الى اللّه عزوجل؟» فرمود: «انتظار الفرج».(23) كدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است. فرمود: انتظار فرج. در روايت ديگرى امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد:

«اقرب ما يكون العبد الى اللّه عزوجل و ارضى ما يكون عنه اذا افتقدوا حجة اللّه فلم يظهر لهم و حجب عنهم فلم يعلموا بمكانه... فعندها فليتوقعوا الفرج صباحا و مساءً».(24)

نزديك‏ترين حالت بنده به خداوند و راضى‏ترين چيز نزد او اين است كه هرگاه حجت خدا از آن‏ها پنهان شود و برايشان ظاهر نشود و از آن‏ها پوشيده شود و مكانش را ندانند در اين هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند.

پر واضح است كه انتظار بر دو قسم است:
انتظار تكوينى
انتظار تشريعى
در انتظار تكوينى، منتظر بودن بيش‏تر به شكل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گيرد، اما انتظار تشريعى، پويا و همراه با علم و عمل است. مؤيد اين سخن، كلام امام سجّاد( عليه‏السلام ) است كه مى‏فرمايد:

«المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان، لان اللّه تعالى ذكره، اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغيبة عند هم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بالسيف، اولئك المخصلون حقا، و شيعتنا صدقا، و الدعاة الى دين اللّه سرا و جهرا».(25)

منتظران ظهور او برترين اهل هر زمانند؛ زيرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است كه غيبت در نزد آنان به منزله مشاهده گرديده است. و آنان را در آن زمان به منزله مجاهدان با شمشير در پيش روى رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قرار داده است. آنان حقيقتا خالصند و شيعيان راستين و دعوت كنندگان به دين خدا در پنهان و آشكارند.
منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد كه غيبت براى او همانند مشاهده است؛ يعنى در شناخت امام زمان خود، شك و ترديد ندارد و در بعد عملى آشكارا و نهان به دعوت و تبليغ مشغول است.
اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه اين كه كارى از ما ساخته نيست و كارى براى زمينه سازى ظهور نمى‏كند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزايد، خود را آماده ظهور مى‏نمايد، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر كند.
چكيده سخن آن كه در انتظار مثبت ايمان به غيب، گرايش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خير و صلاح نهفته است.

ج: دعا

در برخى روايات عمده‏ترين وظيفه عصر غيبت را دعا دانسته‏اند؛ از جمله در توقيع اسحاق بن يعقوب كه به وسيله محمد بن عثمان دريافت شده است، فرمود: «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم».(26)
اين دعا شرايطى دارد، كه پس از اين بدان خواهيم پرداخت.

د: انقطاع

در روايتى از امام صادق عليه‏السلام مى‏خوانيم كه فرمود: «ان هذا الامر لايأتيكم الا بعد اياس... همانا اين امر (ظهور مهدى (عج) نمى‏آيد شما را مگر پس از نااميدى».(27) و در روايت ديگرى از امام رضا عليه‏السلام مى‏فرمايد «فانه انما يجيى‏ء الفرج على اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم».(28) همانا فرج پس از نااميدى مى‏آيد و كسانى كه پيش از شما بودند صابرتر از شما بودند.
اين بدان معنا است كه تا بشريت چشم اميد به قدرت‏هاى غيرالهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه كه بايسته و شايسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.
با توجه به آن چه گذشت، مى‏توان گفت: ديدگاه چهارم بيش از بقيه نظريه‏ها قابل پذيرش است؛ لذا آن را در بخش دوم مورد بررسى بيش‏تر قرار مى‏دهيم.

ادامه در بخش دوم ...


زمینه‏ سازى ظهور حضرت ولى عصر عج آخرالزمان

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 بایدها و نبایدهای زمینه سازی برای ظهور  [ چهارشنبه، 6 آبان ماه، 1394 ] 228 مشاهده
 حضرت زهرای اطهر(س) الگو و اسوه زنان جهان  [ پنجشنبه، 14 اسفند ماه، 1393 ] 930 مشاهده
 مهدی (عج) در ادیان و ملل دیگر  [ سه شنبه، 9 تير ماه، 1394 ] 265 مشاهده
 مراحل تزکیه نفس  [ شنبه، 26 ارديبهشت ماه، 1394 ] 508 مشاهده
 روز شمار محرم (شب ششم و هفتم)  [ دوشنبه، 20 آبان ماه، 1392 ] 1149 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب