این ماجرا از اینجا تقویت می شود که ابلیس ملعون می خواهد هر چه زودتر حکومت جهانی خود را ایجاد کند و دست‌نشانده اش، بنی اسرائیل و مجامع مخفی هم در پی او همین را می خواهند و راه برپایی این حکومت را این می دانند که هر چه بیشتر مردم آلوده شوند و در اثر آلودگی مردم، رفته رفته ارتباط معنوی آنها با خداوند کاسته شود. در چنین شرایطی اگر بخواهی جوانی را بر مرام دینی و حقیقی محمّد و آل محمّد(ص) آشنا کنی، نمی شنوند. از نتایج اوّلیه ی آلودگی ها، انکار، انزجار و نفرت از مقدّسات دینی و شریعت است.»


 

در آخرین روزها از ماه پر اندوه صفر، خانواده ی بزرگ موعودیان، در هشتادو هفتمین  نشست از سلسله نشستهای ماهانه  «فرهنگ مهدوی» مؤسّسه ی فرهنگی موعود(عج)، گردهم آمدند تا  پای سخنرانی استاد «اسماعیل شفیعی سروستانی»، بنشینند و از عوالم ماورایی بشنوند.

در این نشست، که با عنوان «کاهنان معابد وارتباط با نیروهای ماورائی» برگزار شد، موعودیان، ضمن آشنایی با برخی عوالم و موجودات ساکن درانها  ،به استناد منابع وحیانی وروایات از نحوه تعامل انسان و سایر موجودات و کارکرد انها شناخت پیدا کردند.

 


سخنران نشست، اسماعیل شفیعی سروستانی، ضمن تأکید بر به‌هم پیوستگی موضوع نشست 87 با دو جلسه ی قبلی، محور همه ی نشست ها را مبتنی بر بررسی «سیر تحول فکر و عمل ابلیس و قبیله ی لعنت از صبحگاه آفرینش تا تشکیل مجامع مخفی» دانست. ایشان در ادامه، ضرورت سخن گفتن از نیروهای ماورائی را به نحوه ی نگرش ما درباره ی موجودات و عوالم ماورائی دانستند. ایشان با تأکید بر اینکه علوم جدید و تفکّر پوزیتیویستی، سبب شده است که انسان جدید، چشمش را بر همه چیز، جز این جهان مادّی و محسوس ببندد، اشاره کردند که با انکار انسان عصر جدید، موجودات ماورائی و عوالم تأثیر گذار، کارکرد خود را از دست نمی دهند. 
ایشان در ضمن سخنانشان بیان کردند: «براستی مجموعه ای از عوالم ناپیدا و موجودات ساکن در آنها از گذشته بوده، امروزه هستند و در آینده نیز خواهند بود. در ضمن در زندگی انسان تأثیرگذار و نقش آفرینند. اقوام پیشین دقیق تر آن عوالم را می شناختند و با موجودات آن انس داشتند.»

عوالم هزاران رنگ و تنوّع موجودات ساکن در آن
سردبیر ماهنامه ی موعود در ادامه ی سخنانش روایاتی را درباره ی عوالم متعدد و مخلوقات متنوّع خداوند متعال خواندند. از جمله آنکه بیان کردند: «امام صادق(ع) فرموده اند: براستى براى خدا عزّوجلّ 12000 عالم است كه هر كدام بزرگترند از هفت آسمان و هفت زمين، و هيچ كدامشان نمي دانند كه خدای عزّوجلّ عالم ديگرى دارد و من حجّت بر همة آنها هستم‏.»
همچنین ایشان از زبان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع)، چهار گونه از موجودات را برشمردند: فرشتگان، جنّیان، نسناس و موجوداتی که نه انسانند، نه جنّ؛ شبیه به چارپایان که فقط جنس نر در میان آنها وجود دارد و مادّه ندارند. آنگاه سخنرانِ نشست، درباره ی دو گروه اوّل شرح دادند.

 

آخرالزمان



الف) فرشتگان
مدیر مسئول مؤسّسة موعود، ماهیّت فرشتگان را از زبان مبارک اهل بیت(ع) چنین توصیف کردند: 
«از امام باقر(ع) پرسیدند: فرشته‏ ها افزون ترند يا آدمها؟ فرمودند: «به آن كه جانم به دست اوست، البتّه فرشته ‏ها در آسمان بيش‌ترند از شمار خاك در زمين. در آسمان جاى پایى نيست؛ جز اينكه فرشته ‏اى تسبيح و تقديس كُند و در زمين درخت و كلوخى نيست؛ جز اينكه فرشته ‏اى بر آن گماشته شده و خدا هر روز كار او را بياورد و خدا بدو داناتر است. هيچ كدام نيستند؛ جز اينكه هر روز به ولايت خاندان من به خدا تقرّب جويند و براى دوستان ما آمرزش می‌ خواهند، و به دشمنانمان لعن كنند و از خدا عذاب آنها را می خواهند.»
و همچنین امیرمؤمنان(ع) در توصیف انواع خارق العاده ی فرشتگان چنین فرمودند: «خداوند فرشته‏هایی دارد كه اگر يكى از آنها به زمين فرود بیاید، از بزرگى او و بسيارىِ بالش، زمين او را جاى ندهد. برخى از آنهايند كه اگر جنّ و انس مكّلف شوند كه او را توصیف کنند، نمی توانند؛ از بس بندهاى بدنش از هم دورند و خوش تركيب است. چگونه فرشته ‌ای را كه ميان دو شانه و پرّة گوشش 700 سال است، می ‌توان توصیف کرد؟ 
برخى با يك پرش، افق را ببندد و برخى هستند كه آسمانها تا كمرشان است. برخى گام بر هواى زير زمين دارند بى ‏قرارگاه و همه ی زمين تا زانویشان است، برخى همة آب هاى جهان را در پشت صدف ناخن بزرگ خود جا دهند، برخى هستند كه اگر همة كشتي ‌ها در اشك ديده‏ شان افكنده شوند، تا هميشه روان باشند: فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ‏.»
استاد سروستانی با استناد به روایات، تأکید کردند که تمامی فرشتگان، مجرّد و روحانی اند و همگی شان دوستان و خدمتگزار انبیا و اوصیا و دعا گوی شیعیان اهل بیت(ع) هستند.

 

 

آخرالزمان


ب) جنّیان
سخنران، خلقت جنّیان را بعد از فرشتگان و قبل از انسانها دانستند و با اشاره به لطافت جسمی جنّیان، آنها را موجودی «مؤثّر و نادیدنی» خواندند. ایشان با بیان ماهیت جنّیان از زبان روایات، آنها را متعدّد، متنوّع و در فرقه ها، چهره ها و قدرتهای گوناگون دانستند و با بیان نقل سخنی از امام صادق(ع) جنّیان را اینگونه تقسیم بندی کردند: 
«به فرموده ی امام صادق(ع)، قسم اوّل جنّیان با ملائکند."
گروهی از اجنّه کسانی هستند که از سوی امامان(ع) برای آنها خلیفه معیّن شده است و فرمانبردار امامان و دوست آنها و دشمن دشمنان آنها هستند. آن جنّیان مؤمن، با قوّه ی اختیاری که در دست دارند، خود را در مقام قرب به خداوند بالا کشیده اند تا جایی که بال به بال ملائک، خداوند را عبادت می کنند. همگی این گروه از جنّیان، بر مدار مرام آل محمّد(ص) زندگی می کنند. 
قسم دوم آنهایی هستند که در هوا می پرند و دسته ی سوم به شکل سگ ها و مارها هستند.
در روایت دیگری از قول امام معصوم(ع) جنّیان به پنج صنف تقسیم شده اند: «جنّیان پنج صنف هستند؛ گروهی از آنها، مانند باد در هوا هستند و عدّه ای دیگر مارها و دسته ای دیگر عقرب ها و بعضی دیگر حشرات و گروهی دیگر، مانند بنی آدم هستند که آنها نیز در قیامت حساب و کتاب دارند.»

ارتباط انسانهای ناصالح و جنّیان ناصالح
استاد سروستانی در ادامه، سوره ی «جنّ» را حاوی نکات خواندنی بسیاری درباره ی جنّیان دانستند و بر خواندن آن تأکید کردند. ایشان با اشاره به این آیه «و از ميان ما برخى درستكارند و برخى غير آن، و ما فرقه‏هايى گوناگونيم. (جنّ:11)» از زبان جنّیان، توضیح دادند که رئیس اشرار و جنّیان کافر، ابلیس لعین است که در برابر نیروهای خیر برای خودش لشکری را مجهّز کرده و به فعّالیت می پردازد. ایشان در ادامه بیان کردند:
«جنّیان هم مانند انسانها، فرقه های گوناگون دارند؛ برخی صالح و مؤمنند و برخی کافر. میان ناصالحان از انسان و ناصالحان از اجنّه، و میان صالحان انسان و اجنّه همیشه از گذشته های دور ارتباط بوده است. قرآن کریم می فرماید: 
«و مردانی از میان انسان ها، به مردانی از جنّ پناه می بردند و برسرکشی آنها می افزودند.(جنّ: 6)» 
این دو گروه ناصالح انسی و جنّی همدیگر را تقویت می کنند. مؤمنان انسی و جنّی هم همین گونه هستند و همدیگر را در «ایمان» تقویت می کنند. لذا جریان تقویت کنندگی در میان هر دوی این گروه ها اتّفاق می افتد.
در اثر تعامل این دو موجود مخلوق مختار، وقایعی اتّفاق افتاده است که بسیار گوناگون و متنوّع است.
نخستین کسی که با انسانها ارتباط برقرار کرد، ابلیس بود که پس از آن دشمن قسم خورده ی انسانها شد. در نشستهای پیشین گفتیم که تأسیس معبد توسط القای ابلیس به قابیل ایجاد شد. بنابراین قابیل، نخستین سازنده ی معبد و نخستین آتش پرست بود. پس از او  قابیلیان در زمین جاری شدند؛ چنانکه  هابیلیان در زمین جاری شدند. فرهنگ معبدی و کهانت، از طریق بنی قابیل در زمین گسترش یافت. به عبارت دیگر، کاهنان معابد که در معابد حاکم بودند و میان انسانها حکم می کردند، عموماً مرتبط با نیروهای جنّی بودند. با کدام دسته از جنّ ها؟ ناصالح. چرا؟ چون در میان مؤمنان جنّی اساساً میل و ارتباط با انسانها به قصد بهره کشی و معامله گری چنانکه بین شیاطین است وجود ندارد. 
جنّیان مؤمن، شریعت را به درستی و با دقّت مراعات می کنند. چون تقوا دارند، آزار و اذیّت ندارند، انسان آزاری و جن آزاری ندارند و طمع و خودکامگی در آنها نیست، بنابراین به دنبال ارتباط با انسانها هم نیست.

 

آخرالزمان



مردم آلوده اند و از دین فراری
استاد سروستانی با بیان اینکه «در هیچ دوره ای به اندازه ی عصر ما بشر آلوده به نیروهای جنّی شیطانی نبوده است»، بخشی از این آلودگی را ناشی از «نزدیک شدن انسانها به نجاسات و آلودگی های جسمی و روحی» دانستند که در نتیجه ی آن، نیروهای شیطانیِ خواهان ارتباط با انسانها، آنها را در قلمرو ناپاک و فاسد ابلیس لعین، وارد می کنند. ایشان یکی از علّتهای فساد انسانها را «آلودگی به انواع علوم خفیه و غریبه» دانستند و هشدار دادند که با بی توجّهی خانواده ها و مسئولان، این آلودگی رو به افزایش است. ایشان درباره ی نقش رسانه ها در ترویج این علوم بیان کردند:
«متاسفانه ازمیان بسیاری از برنامه های سرگرمی ساز صدا و سیمای ؛ جز سحر و جادوگری  بیرون نمی آید. کارتون ها و فیلمهایی که آکنده از انواع اجنّه، ارتباط انسانها با آنها و جادوگری است. 
امّا متأسّفانه مسئولان این رسانه ها، از این قضیّه بی اطّلاعند. آنها می خواهند مردم را سرگرم کنند، غافل از اینکه در آن حین، دارند مردم را آلوده می کنند. آنها مردم را با آلودگی هایی بیمار می کنند که علاج ندارد.
این ماجرا از اینجا تقویت می شود که ابلیس ملعون می خواهد هر چه زودتر حکومت جهانی خود را ایجاد کند و دست‌نشانده اش، بنی اسرائیل و مجامع مخفی هم در پی او همین را می خواهند و راه برپایی این حکومت را این می دانند که هر چه بیشتر مردم آلوده شوند و در اثر آلودگی مردم، رفته رفته ارتباط معنوی آنها با خداوند کاسته شود. در چنین شرایطی اگر بخواهی جوانی را بر مرام دینی و حقیقی محمّد و آل محمّد(ص) آشنا کنی، نمی شنوند. از نتایج اوّلیه ی آلودگی ها، انکار، انزجار و نفرت از مقدّسات دینی و شریعت است.»

علوم خفیه، ابزار ارتباط گیری
پژوهشگر حوزه ی غرب شناسی در ادامه ی موضوع ارتباط گیری با نیروهای جنّی شرور، توضیح دادند که «علوم خفیه یا غریبه» از ابزار ارتباط گیری محسوب می شوند که این علوم پنهان در همه ی قرون، در برابر علوم جلیّه و آشکار قرار می گرفتند. ایشان درباره ی علوم غریبه توضیح دادند:
« علوم غریبه، به مجموعه ای از دانش ها اطلاق می شود که معمولاً از دسترس عموم مردم دور نگه داشته می شد. در گذشته تنها کاهنان از آن استفاده می کردند و معدود افرادی که در مناطق دورافتاده با اجنّه ارتباط برقرار می کردند. امّا این علوم امروزه عمومی شده است. 
تعداد شعب این علوم نزد اقوام مختلف، بسیار است و گاه تا سی شاخة مختلف برای آن برشمرده اند؛ همچون: علم رمل، جفر، اعداد و ...؛ امّا در تقسیم کلّی این علوم را به پنج علم کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا در علوم غریبه، به خمسة محتجبه تقسیم کرده اند.، یعنی پنج علمی که مخفی است و تمام آن از اسرار است. 
این علوم اساساً در نزد شرع مقدّس نهی شده و مردم برای تعلیم ونشر ان مأذون نیستند.
عمر استفاده از این علوم، از زمان حضور انسان بر زمین است. الان در حالی که ظاهراً مردم جهان مبتلای علوم تجربی وجدید هستند، عدّه ای خاص تلاش بر سلطه بر جوامع دارند. راز بسیاری از اتّفاقاتی که برای مردم می افتد و دلیل آن اتّفاقات را نمی فهمند، به همین علوم و موجوداتی که به آن مشغولند، برمی گردد.
فنون ساحری و جادوگری هم بخشی از علوم غریبه اند. آنچه در کتابهای تخصّصی راجع به علوم تخصصی آمده است، علوم غریبه را به این شاخه ها تقسیم کرده اند:
«شعبده، تسخیرات، طلسمات، قیافه و تنجیم».
استاد شفیعی سروستانی سپس به اختصار هریک از این شعب را معرفی کردند.

 

آخرالزمان

 

ساحری قوی ترین ابزار رهزنی انسانها
شفیعی سروستانی اشاره کرد که از آنجایی که ساحری، همیشه بر مردم تأثیر بسیار زیادی می گذاشت و در جنگ و صلح، اوضاع را به نفع حاکمان تغییر می داد، حاکمان و پادشاهان در طول قرون گذشته، همواره در کنار دستشان از جادوگران به عنوان مشاوران خود استفاده می کردند. 
ایشان اذعان کرد که امروزه نیز حاکمان غربی در آمریکا و انگلیس، از این علم بهره می برند. این در حالی است که سحر و جادوگری از منظر تمامی ادیان اسلام، مسیحیّت  حرام و مجازات جادوگری در مسیحیّت، سوزانده شدن در آتش است. ایشان در ادامه به بیان تأثیر کهانت در تاریخ کهن پرداختند و بیان کردند:
«کاهنان معابد، که در طول قرون با موجودات ماورائی و نادیدنی آشنایی پیدا کرده بودند، از آنها برای رهزنی مردم اطّلاعات می گرفتند. مردم مؤمنی که با معجزات رسولان و پیامبران آشنایی داشتند، تفاوت اعجاز و جادو را می دانستند و فریب نمی خوردند؛ امّا مردم ساده لوح و دورافتاده ازاولیا و اوصیای الهی فریب می خوردند و از طریق کاهنانی که ساحری می کردند، مرعوب، مفعول و منفعل در برابر نیروهای جادویی می شدند. 
کاهنان، واسطِ میان مردم و نیروهای ماورائی شیطانی بودند؛ امّا چون مردم تفاوت نیروهای شیطانی و رحمانی را نمی شناختند، تحت اوامر کاهنان، نیروهای شیطانی را رحمانی می پنداشتند و آنها را در معابد می پرستیدند و برایشان قربانی می کردند تا جایی که در معابد فرزندان خودشان را برای الهه ها و ایزدان و اساطیر که چیزی جز شیاطین نبودند،قربانی می کردند.»

تفاوت سحر با کرامت و معجزه
سخنران نشست، با غیرواقعی خواندن سحر و حقیقی دانستن معجزه، تفاوت این دو را در دو مورد دانستند که به اختصار نقل می کنیم:
1. تولیدات ارادة ساحران یا کاهنان در محدودة شعاع وجودی نفس پلید آنان است و از علم غیرصحیح نشئت می گیرد. از اینرو، مبتلا به نواقص است؛ در حالی که معجزه حقیقی است و هرگز خلافش پدید نمی آید. مانند: محدود، خلاف واقع و قابل شکست بودن؛ مثل سحر ساحرانی که با حضرت موسی(ع) مبارزه می کردند. سحر آنها توسط معجزه ی حضرت موسی(ع) شکسته شد؛
2. معجزه تأثیر در عالم خارج و تغییر واقعیّت است؛ چنانکه چوبی حقیقتاً به اژدها تبدیل می شود یا سنگی واقعاً می شکافد و از آن چشمه های آب می جوشد؛ امّا سحر غالباً تنها در خیال بینده اثر می گذارد و واقعاً اتّفاق نمی افتد؛
ایشان پس از بیان این تفاوتها، درباره ی قدرت معجزه بیان کردند: «خداوند متعال به معجزه، غلبه داده است. در واقع در نهایت آنکس که غالب است، حضرات پیامبران هستند و نه جادوگران. 
استاد گفتند:
«این نکته هم قابل توجّه است که نسبتی میان معجزه و وضعیتی که بشر در آن قرار داشته وجود دارد. یعنی بشر در وضعیتی قرار داشته است که معجزه ای در آن زمان از سوی آن نبی(ع) اتّفاق افتاده است. وقتی در زمان حضرت موسی(ع) غلبه با سحر است، معجزه، سحر شکن است؛ امّا در زمان انبیای دیگر، معجزات دیگری بوده است. به هر صورت، حسب سنّت خداوند، معجزه برتر است و غالب می شود. معجزه ی انبیا پشت گرم به نصرت الهی اند؛ در حالی که شیاطی
ارتباط با نیروهای ماورائی فرشتگان اجنه آخرالزمان

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 مولایِ جان... سلام. صبح جمعه تان به خیر!!  [ جمعه، 18 ارديبهشت ماه، 1394 ] 1578 مشاهده
 چرا ما گناه می کنیم؟  [ شنبه، 23 اسفند ماه، 1393 ] 574 مشاهده
 اختلافات جهان اسلام به سود کیست؟  [ جمعه، 16 اسفند ماه، 1392 ] 751 مشاهده
 امام حسین و یارانش،مهدی و منتظرانش  [ شنبه، 18 آبان ماه، 1392 ] 1003 مشاهده
 پنج راه یــاری امــام زمــان (عج)  [ يكشنبه، 26 مهر ماه، 1394 ] 351 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب