اوّل باید به انجام همه واجبات و ترك همه محرمات و دوری از لقمه ناپاك مقید شد و تا حدّ ممکن مستحبّات را انجام داد و نمازها را در اوّل وقت به جا آورد. بعد از اینكه به واسطه تقيّد به این امور، شمعی برای محبّت و تشرّف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، باید هر لحظه شعله آن را بیشتر و آن را بر افروخته‌تر كرد.


اشاره:
دیدار با امام زمان(ع)، یکی از آرزوهای هر شیعه منتظر است و در طول تاریخ کم نبوده‌اند آنان که به این توفیق نائل شده‌اند؛ از همین‌رو بهانه‌ای دست داد تا با چهره‌های بنام عرصه مهدویّت گفت‌وگویی انجام دهیم. شرکت کنندگان در این اقتراح عبارتند از:
ـ حجّت‌الاسلام و المسلمین مرتضی آقا تهرانی (سخنران و مؤلّف کتاب تربیت مهدوی)؛
ـ حجّت‌الاسلام و المسلمین سیّدمهدی حائری قزوینی (مترجم کتاب‌های سیمای حضرت مهدی(ع) در قرآن و مکیال المکارم)؛
ـ حجّت‌الاسلام و المسلمین علی‌اکبر مهدی‌پور (مؤلّف و مترجم آثار متعدّد مهدوی، مانند روزگار رهایی و او خواهد آمد)؛
ـ حجّت‌الاسلام و المسلمین جعفر ناصری (استاد اخلاق و تولیت بنیاد علمی اخلاقی هاد).
امید که غبار از دیدگان ما زدوده شود و ما نیز توفیق دیدار حضرتش را به دست بیاوریم.

  • در اوّلین بخش از این اقتراح شرکت‌کنندگان محترم به این سؤال پاسخ دادند که «دیدار حضرت صاحب‌الزّمان(ع)» اساساً ممکن است یا خیر؟. در ادامه می‌خوانیم:
  • سؤال بعدی این است که آیا هركس كه بخواهد، می‌تواند به دیدار امام نائل شود یا اینكه توفیق تشرّف، تنها نصیب آنهایی می‌شود كه امام(ع) صلاح بدانند؟

حجّت‌الاسلام و المسلمین آقا تهرانی: اصل ماجرا از ناحیه حضرت است و این‌طور نیست كه هر وقت من بخواهم، این اتّفاق ممكن باشد.
تمام دیدارها یكسان نیستند؛ بعضی از آنها مكاشفه است كه حتّی شخص می‌تواند دچار چنین تخيّلی شود و بعضی هم بسیار رقیق شده‌اند. علاوه بر آن، برخی، فرستاده‌های حضرت را دیده‌اند. اینكه شخص گفته اسم من سيّدمهدی است دلیل نمی‌شود خود حضرت باشد یا مثلاً اینکه از مكنونات ذهنی ما خبر بدهند.
حضرت خیلی بزرگتر از این حرف‌ها هستند و دیدارشان خیلی خاص‌تر از آنچه ما تصوّر می‌كنیم، است؛ مثلاً دیدار شیخ عبدالنّبی عراقی، سراسر مكاشفه است. اگر كسی با مفهوم كشف و مكاشفه آشنا باشد، این مسائل را به خوبی می‌تواند تشخیص بدهد. بعضی هم خواب یا حتّی اضغاث احلام (خواب‌های آشفته) هستند؛ البتّه بعضی از این خواب‌ها تعبیر دارند و بعضی هم نه. تشخیص اینها هم بر عهده افراد خبره است و نه همه مردم.
حجّت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: مسلّماً این امر در اراده و اختیار شخصی نیست و هر چقدر هم كه وی مشتاق دیدار باشد و حتّی اعمالی را كه در این باره نقل شده، انجام بدهد باز هم چنین اختیاری به دست نمی‌آورد (و برای نمونه می‌توانید به فصل پایانی نجم‌الثّاقب مراجعه كنید)؛ چه برسد به آنها كه به دروغ، مدّعی می‌شوند که هر وقت اراده كنند، به خدمت حضرت می‌رسند و چنین اجازه‌ای به آنها داده شده است و این، مصداق همان چیزی است كه در توقیع شریف تكذیب شده است.
در این باره باید ما حساب سه گروه را از آنها كه واقعاً تشرّف داشته و خدمت حضرت شرفیاب شده‌اند، جدا كنیم؛ دسته اوّل، عدّه‌ای شيّاد هستند كه به دروغ مدّعی تشرّف هستند؛ گروه دوم، آنهایی هستند كه خودشان ادّعایی ندارند، ولی مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند و دیگران بازار شایعه را درباره ارتباط آنها با امام زمان(ع) داغ می‌كنند كه آثار كذب و دروغ در این نقل‌ها عیان است؛ دسته آخر هم افراد ساده‌ای هستند كه به اشتباه و از سر وهم و خیال مدّعی دیدارند. اینها گاه سيّد خوبی را دیده‌اند و حالی به آنها دست داده و به این واسطه گمان كرده‌اند كه حضرت را دیده‌اند یا حتّی افراد خیراندیشی به آنها عنایت كرده‌اند و آنها خیال نموده‌اند كه او حضرت بوده است.
حجّت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور: پاسخ روشن است. مسلّماً این امر، منحصراً به اراده آقا بقيّهالله(ع) ممكن می‌شود. تمام دیدارهایی كه در طول غیبت كبری اتّفاق افتاده، یك سویه بوده و كشش و اراده از ناحیه خود حضرت وجود داشته است. اگر كسی مدّعی دیدار دو سویه باشد، به این معنی كه او هم در وقوع ملاقات‌ها اختیار و حقّ تصمیم‌گیری داشته باشد، این همان ادّعای نیابت خاص است و بنابراین كسی حق ندارد، بگوید من هر وقت بخواهم، می‌توانم به خدمت حضرت برسم. مرحوم علّامه مجلسی(ره) در شرح و تفسیر توقیع مشهور «من ادّعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصّیحه فهو كذّاب مفتر» ادّعای مشاهده دو طرفه را درباره كسی می‌داند كه مدّعی نیابت خاص باشد.
حجّت‌الاسلام و المسلمین ناصری: به نظر می‌رسد این ماجرا شقّ سومی هم داشته باشد و آن‌گونه كه از مجموعه ملاقات‌های انجام شده با حضرت برداشت می‌شود، ظاهراً تنظیم‌كننده این دیدارها خداوند متعال است.
كسانی كه بنا بر مشيّت الهی قرار است ملاقات، رزق و روزی آنها بشود، گویا نوعی عصمت خدایی به آنها مرحمت می‌شده و از قرارگرفتن در مسیر گناه‌های بزرگ، با لطف و عنایت الهی خاصّی محافظت می‌شده‌اند؛ حتّی بالأخره در برخی موارد ظاهراً از نسل‌های قبل كنترل می‌شده‌اند. بارها عرض كرده‌ام كه حضرت بقيّهالله، روحی‌له الفداء زندگی خودشان را می‌كنند و تنها انس و توجّهشان به خداوند متعال است. خداوند افراد را در مسیر آن حضرت قرار می‌دهد. به خاطر همین، حتّی یك ثانیه ملاقات با حضرت ارزشمند است و شخص دیداركننده ارزش فوق‌العادّه‌ای پیدا می‌كند؛ ولی باید توجّه داشته باشیم شخصی كه قرار است چنین رزق و نصیبی داشته باشد، پیش از آن در وجودش آتشی مشتعل شده است. این آتش عشق هم ثمره سعی, تلاش و مراقبت بسیار است. بعد از اینكه آتش عشق روشن شد و شعله‌اش در درونش فروزان گشت، آن‌قدر ادامه پیدا می‌كند تا وابستگی‌ها، تعلّقات و خلاصه غیر محبوب را می‌سوزاند و موانع برطرف می‌شود. در حقیقت شخصی كه رزق ملاقات دارد, یكپارچه آماده و مستعدّ ملاقات می‌شود و هیچ چیز در ذهن او نیست و غیر از حضرت و عشق به ایشان میل دیگر ندارد.
چندی پیش در خدمت آیت‌الله بهجت(ره) بودیم. ایشان از مدّاحان گله می‌كردند كه فقط به جنبه عشق‌بازی لفظی با حضرت بقيّهالله(ع) می‌پردازند. می‌گفتند باید به زاویه معرفتی و معرفی حضرت هم پرداخت؛ برای نمونه آیا اصلاً توجّه داریم آنچه می‌گوییم پیش از آنكه به شمای مخاطب برسد، حضرت بقيّهالله(ع) به آن دانا هستند و مطلب به سمع ایشان می‌رسد؟ آیا ما امامان خود را با چنین احاطه شهودی شناخته‌ایم كه در همه مجالس و محافل احاطه و حضور دارند؟ مسلّماً اگر ما حضرت را این‌گونه ببینیم، نحوه عمل و رفتارمان عوض می‌شود.
دیداری كه در مرتبه عشق باشد و ابعاد و زوایای اضافی شخص سوخته باشد، به ندرت حتّی نصیب اولیای الهی و كمّلین (انسان‌های كمال‌یافته) شده است. بنابراین موضوع ملاقات با حضرت, اصلاً چیزی نیست كه بتوان درباره آن زبان به شعار گشود. البتّه نباید فراموش كنیم هر چند برنامه دیدار با حضرت را خداوند متعال تنظیم می‌كند، ولی در عین حال قلب مقدّس حضرت هم آینه تمام نمای‌ اراده حق تعالی است و ایشان آنچه را خداوند اراده كرده, اراده خواهند نمود. این اراده هم مسبوق به آن است كه شخص، یكپارچه خواهان و راغب شده باشد. آنهایی این اراده الهی شامل حالشان شده كه خیلی سوخته‌اند و اشك اشتیاق، ریخته و افكار موهوم را كنار گذاشته‌اند و تنها فكر و ذكر آنها، اتّصال با وليّ وقت و قطب عالم امكان بوده است.

  • نقش اشخاص در دستیابی به این توفیق چقدر است و آیا می‌توان احتمال وقوع این رخداد بزرگ را برای خود زیاد كرد؟

حجّت‌الاسلام و المسلمین آقا تهرانی: دیدار، شرایط خاصّی را می‌طلبد. عموم كسانی كه مشرّف شده‌اند، در تنگناها بوده‌اند. اگر كسی بتواند واقعاً خودسازی كند و قریب‌الافق شود, در مسیر امام(ع) قرار می‌گیرد. مرحوم سيّدمرتضی(ره) در این باره بحثی دارد. او می‌گوید: مخفی بودن امام(ره)، ناشی از جور ظالمان است كه به دنبال شهید كردن ایشان بوده‌اند. اگر ما این مشكل را پیش رو نداشته‌ باشیم غیبت فلسفه‌اش را از دست می‌دهد. برای دیدار، باید قابلیت شخصی و توفیق الهی، با هم جمع شوند.
حجّت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: از توضیحات قبلی مشخّص شد كه تقوا, فضیلت و پرهیز از گناه و معصیت و همچنین تهذیب نفس و اهتمام به اذكار و دستورات كه در كتاب‌های خاص آمده, مداومت بر «دعای عهد» و مستحبّات پنج‌گانه آن، إن‌شاءالله زمینه را برای تشرّف مهیا می‌كند.
حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور: مسلّماً افراد، نقش زیادی در این باره دارند. هر چند گفتیم كسی نمی‌تواند ادّعا كند چنین باب توفیقی برای او باز است، ولی این‌طور هم نیست كه تلاش افراد بی‌تأثیر باشد.
اوّلین راهی كه باید در این باره پی گرفت، تقوا و ترك گناه است؛ چون تنها راه وصال، تقوا است و تنها مانع راه, گناه. هنگامی كه احمدبن اسحاق به خدمت امام حسن عسكری(ع) شرفیاب می‌شود و امام(ع)، فرزند برومند خویش را به او می‌نمایانند، به او می‌فرمایند:
«اگر این نبود كه نزد خداوند و حجّت‌های او عزیزی, هرگز فرزندم را به تو نشان نمی‌دادم.»
اگر كسی می‌خواهد به خدمت آقا بقيّهالله(ع) برسد و توفیق تشرّف را پیدا نماید، باید كاری كند كه نزد خداوند به كرامت, عزّت و شرافت برسد. «قرآن» راه به دست آوردن اینها را چنین بیان فرموده كه:
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقیكُم‏؛
همانا گرامی‌ترین شما نزد خداوند, باتقواترین شماست.»
در توقیع حضرت خطاب به شیخ مفید(ره) آمده:
«اگر نبود آنچه از دوستان به ما می‌رسد (؛یعنی گناهان آنها) كه ما آن را از ایشان توقّع نداریم، يُمن دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‌افتاد.»
یعنی ممكن است زمان فرج كلّی و ظهور نرسیده باشد؛ ولی كسی كه هر شب تا سحر، «یابن‌الحسن یابن الحسن» می‌گوید؛ موفّق شود نیم‌رخی از آن حجّت خدا را تماشا نماید؛
راه دوم، حضور در اماكن خاص مثل حضور در «عرفات» در روز عرفه است. عليّ‌بن مهزیار بیست بار از «اهواز» به «مكّه» مشرّف شد و در نهایت هم به خدمت حضرت شرفیاب گشت. چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله و جمكران بیتوته كردن نیز در این مسیر مؤثّر است و می‌تواند انسان را پیش ببرد.
و بالأخره باید توسّل و تضرّع كرد. چهل روز «زیارت عاشورا» ممكن است برای انسان چنان توفیقی را فراهم آورد؛
از همه اینها مهم‌تر, احساس اضطرار است. اگر كسی احساس كند مشكلش را كسی، جز آقا بقيّهالله(ع) نمی‌تواند حل كند و با این احساس اضطرار و انقطاع كامل به در خانه ایشان برود، احتمال به دست آوردن توفیق برای او بسیار زیاد است؛ حال چه مسلمان و شیعه باشد، چه پیرو دیگر ادیان و مذاهب.
حجّت‌الاسلام و المسلمین ناصری: مقدّمات لازم برای پیدا كردن شرف دیدار دو دسته است: قریب و بعید؛ اوّلین مطلبی كه باید مدّ نظر داشته باشیم این است كه میان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت بقيّهالله(ع) فرقی نیست. كسانی می‌توانستند از امیرالمؤمنین(ع) بهره ببرند كه اهل شده باشند؛ مثلاً پسر نوح كه نااهل شده بود، او را به کشتی راه ندادند. مسلّماً كسانی كه مسائل شرعی را مراعات نمی‌كنند، از این کشتی بیرون هستند.
اوّل باید به انجام همه واجبات و ترك همه محرمات و دوری از لقمه ناپاك مقید شد و تا حدّ ممکن مستحبّات را انجام داد و نمازها را در اوّل وقت به جا آورد. بعد از اینكه به واسطه تقيّد به این امور، شمعی برای محبّت و تشرّف به خدمت حضرت درون انسان روشن شد، باید هر لحظه شعله آن را بیشتر و آن را بر افروخته‌تر كرد. بعضی از بزرگان توصیه می‌كردند كه در فراق حضرت بسیار گریه كنید؛ چون گریه برای ایشان توفیق انسان را زیاد می‌كند. ارتباط با قرآن، هم بركات بسیاری دارد و هم موانع را به سرعت برطرف می‌كند و مایه نزدیكی بیشتر با حضرت می‌شود.
گریه بر مصائب سيّدالشّهدا(ع) انسان را طلایی و مستحقّ اتّصال با مركز و كانون نور می‌كند. گریه بر ایشان خیلی زود انسان را پاك كرده و بر نصیب فرد از شرف ملاقات می‌افزاید. به هر حال كسی كه می‌خواهد به خدمت حضرت شرفیاب بشود، باید با ایشان حال مشتركی هم داشته باشد. وقتی خود آن حضرت در «زیارت ناحیه مقدّسه» خطاب به جدّ بزرگوارشان فرمودند: «ای جدّ بزرگوارم! هر صبح و شام برای شما می‌گریم»، چه خوب است منتظران ایشان هم هر صبح و شام، توسّلی به حضرت سيّدالشّهدا(ع) داشته باشند. خود این می‌تواند نقطه مشتركی باشد كه فرد را به حضرت بقيّهالله(ع) نزدیك كند و او را مورد توجّه و نظر خاصّ ایشان قرار دهد؛ به علاوه چون معمولاً ‌در چنین اوقاتی برای انسان حال دعا و توسّل پیش می‌آید، اگر با آن چشم گریان بر مصائب امام حسین(ع) دستانش را به دعا و توسّل بردارد و از خداوند دیدار با حضرت بقيّهالله، ارواحنا فداه، را طلب كنند، او را بی‌نصیب نخواهند گذاشت. آیت‌الله بهجت(ره) از استادشان مرحوم آیت‌الله قاضی(ره) نقل می‌كردند كه گفته بود: هركس مدّتی به نماز اوّل وقت ملزم شود و نسبت به آن ثبات قدم داشته باشد، اگر دستش را به دعا بلند كرد و دعایش مستجاب نشد، مرا نفرین كند. به عبارت دیگر ایشان به تبعيّت از استادشان معتقد است یكی از راه‌هایی كه باعث می‌شود دعایمان مستجاب شده، توفیق تشرّف به خدمت حضرت بقيّهالله، ارواحنا فداه، را بیابیم، همین تقيّد به نماز اوّل وقت است.

  • لطفاً یكی از تشرّفاتی را كه بیش از دیگر تشرّفات در خاطرتان نقش بسته و آنها را تحت تأثیر قرار داده است، برای ما نقل كنید.

حجّت‌الاسلام و المسلمین آقا تهرانی: بعضی‌ها واقعاً نسبت به حضرت توجّه ویژه‌ای داشته‌اند. البتّه اگر ما خودمان چنین حال و روحيّه‌ای نداریم، بهتر است از توصیه‌های مرحوم امام خمینی(ره) تبعيّت كنیم و حدّاقل، حالات دیگران را انكار و تكذیب نكنیم. هرجا ما دلیل قاطعی برای رد كردن نداشتیم، بهتر است سكوت كنیم. كم نبوده‌اند آنهایی كه توفیق دیدار حضرت نصیبشان شده، ولی اهل حرف‌زدن و آشکار کردن ماجرا نبوده‌اند. اینهایی كه در شهرهای مختلف مثل «قم», «تهران» و جاهای دیگر دستگیر می‌شوند كه مدّعی ارتباط و تشرّف دائم هستند، هم آثار كذب و دروغ از سر و رویشان می‌بارد و هم باید آنها را به شدّت تكذیب كرد؛ چون موضوع را واقعاً‌ لوث می‌كنند. امام(ع) به فكر امّت خویش هستند و صراحتاً‌ می‌فرمایند:
«إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِینَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِینَ لِذِكْرِكُم‏؛
ما در امور شما كوتاهی نمی‌كنیم و از یاد شما غافل نیستیم.»
اصلاً جالب نیست كه امامی به یاد امّت و پیروانش نباشد. بزرگان ما در این مسیر توفیقاتی نصیبشان می‌شد و به خدمت حضرت می‌رسیدند.
سال‌های قبل در قم شخصی بوده كه الآن اسم و مشخّصاتش را به خاطر نمی‌آورم. او از خداوند متعال طلب فرزند كرده، ولی جواب نگرفته بود. برای همین تصمیم می‌گیرد كه چهل شب چهارشنبه به مسجد جمكران برود. با ماشینی كه داشت از «پل آهنچی» و «پل حجّتیه» چند تا زائر را هم مجّانی به همراه خود می‌برد. خودش نقل می‌كرد:
یكی از این شب‌ها دو تا طلبه سوار ماشینم شدند. آقای بزرگواری هم جلوی ماشین نشست. آن دو طلبه خیلی با آقا صحبت می‌كردند و از وضعیتشان حكایت نموده، به دنبال راه حل معضلاتشان بودند. به مسجد كه رسیدیم و خواستند پیاده شوند، آن آقا پولی درآوردند كه به من بدهند, گفتم: پولی نیست و مجّانی است. گفتند: «این پول نیست. سكّه است. در ضمن حاجتت برآورده شد. آن بچّه‌ای را كه خواسته‌ بودی، از خداوند طلب كردیم و خداوند هم لطف كرد. این بچّه هیجده سال بیشتر مهمانت نیست. قدرش را بدان. شهید خواهد شد. می‌گوید سكّه را نگاه كردم. دیدم یك‌طرفش «و ان‌یكاد» حك شده و طرف دیگرش نام پنج‌تن آل عبا(ع). بعدها آن شخص وقتی برای یكی از آقایان ماجرا را نقل می‌كند، می‌گوید این جریان اشتباه است؛ چون آقا فقط در مكّه و مدینه سكّه می‌دهند و نه جمكران. طلبه‌هایی كه سوار ماشین بودند تازه بعد از ماجرای سكّه می‌فهمند كه با حضرت هم‌سفر بوده‌اند و از ماشین پیاده می‌شوند و هر چه می‌گردند، ایشان را پیدا نمی‌كنند.
همان شخص باز نقل می‌كرد كه: روز اربعین، مقابل در قبرستان شیخان كه در «خیابان ارم» و روبروی «پاساژ ملّت» باز می‌شود, ایستاده بودم و دسته‌های عزاداری را كه در حال عبور بودند، تماشا می‌كردم. ناگهان به ذهنم خطور كرد كه آیا حضرت اینها را دوست دارد؟ چون بعضی از عزاداران را می‌شناختم و می‌دانستم كه اهل گناه و معصیت هستند. ناگهان آقا را پشت سرم دیدم كه سلام می‌كنند. رویم را برگرداندم و جواب سلام ایشان را دادم. از من پرسیدند: «اینها برای چه كسی عزاداری می‌كنند؟» عرض كردم: برای جدّ غریبتان امام حسین(ع). فرمودند: «مگر می‌شود اینها برای جدّ ما عزاداری كنند و ما نسبت به اینها توجّه نداشته باشیم؟» جواب سؤال اوّلم را گرفتم؛ ولی خیلی برایم عجیب بود كه چرا آنها اصلاً متوجّه حضور حضرت نیستند؟ حضرت خودشان همین سؤال را از من پرسیدند و من سكوت كردم. فرمودند: «چرا برادران یوسف كه یوسف را دیدند، نشناختند؟» من دوباره از روی ادب سكوت كردم تا ببینم خودشان چه می‌فرمایند. فرمودند: «چون معصیتش را كرده بودند. جواب دو سؤالم را گرفته بودم.» بعد از آن، حضرت رو به من كرده، فرمودند: «آیا پول خرد همراهت داری؟» دست در جیبم كردم و هر چه پول خرد داشتم به ایشان تقدیم كردم. بعد از كمی كه این دست و آن دست كردند؛ فرمودند: «ما خواستیم این پول‌ها عوض نشود.» بعد فرمودند: «پول‌ها را بگیر.» گفتم: نه, خدمتتان باشد. فرمودند: «نه می‌خواستم بگویم ما در قم هم سكّه می‌دهیم»؛ یعنی جواب شبهه آن فرد را هم داده بودند.
حجّت‌الاسلام و المسلمین حائری قزوینی: تشرّفاتی كه نقل شده بسیار است؛ ولی آنچه از نظر بنده اهمّیت بیشتری دارد، آن دسته از تشرّفاتی است كه بزرگان ما در دوره‌های قبل برایشان رخ داده است.
شیخ صدوق در «كمال‌الدین» (به سه طریق) (ج 2, صص 437 و 438) و شیخ كلینی دركافی (ج 1، ص 515) نقل كرده‌اند كه:
غانم بن سعید هندی از بزرگان و شخصيّت‌های برجسته «كشمیر» بوده و در زمره آن چهل نفری قرار داشته كه كتاب‌های چهارگانه «تورات», «انجیل», «زبور» و «صحف» ابراهیم را به خوبی می‌خوانده و از مضامین آنها مطّلع بوده است. این چهل نفر كه رتق و فتق امور به دستشان بوده، روزی درباره پیامبر آخرالزّمان بحث می‌كنند و قرار می‌شود كه غانم برای جست‌وجو در این باره سفر كند.
غانم به سمت «كابل» راهی می‌شود كه در آنجا به واسطه حمله راهزنان, پول‌هایش را از دست داده، مجروح می‌شود. سلطان كابل هم او را به حاكم «بلخ» معرفی می‌كند. حاكم بلخ علمای منطقه را كه از علمای اهل سنّت بودند، جمع می‌كند تا با هم بحث و گفت‌و گو كنند.
غانم، اوصاف پیامبر آخرالزّمان را می‌گوید. آنها هم تأیید می‌كنند كه اینها اوصاف پیامبر ماست.
غانم می‌پرسد: وصيّ او كیست؟ می‌گویند: ابوبكر. می‌پرسد: نسبتش چه بوده‌است؟ می‌گویند: دخترش، همسر آن حضرت بوده است. از نسب او می‌پرسد، می‌گویند: با پیامبر(ص)، در نسب یكی نبوده است. غانم می‌گوید: نه. این پیامبر آخرالزّمان ما نیست. چون دركتاب‌های ما آمده كه وصيّ او نزدیك‌ترین نسبت را به ایشان دارد و پسرعموی او و دامادش است. علمای حاضر عصبانی شده و می‌خواهند او را مورد ضرب و شتم قرار دهند كه حاكم مانع می‌شود و قرار می‌گذارد كه با یكی از اصحاب امام حسن عسكری(ع) كه در آنجا سكونت داشته است، بحث كند. حسین‌بن اشكیب هم با او گفت‌وگو می‌كند و پس از آن، غانم به دست او مسلمان می‌شود. غانم از پیامبر(ص) و وصيّ او  می‌پرسد و از حسین جواب می‌شنود كه: ایشان از دنیا رفته‌اند و الآن یكی از فرزندان ایشان جانشین آنهاست. غانم خیلی اظهار اشتیاق می‌كند كه حضرت مهدی(ع) را ببیند. حسین او را به سمت «عراق» راهنمایی می‌كند و او هم با عبادت و توسّل بسیار تشرّف به خدمت حضرت نصیبش می‌شود و حضرت هم دستوراتی درباره سفر حجّ به او می‌دهند كه علاقه‌مندان می‌توانند در منابعی كه اشاره شد، تفصیل این ماجرا را كه در دوره غیبت صغری اتّفاق افتاده بود, مطالعه كنند.
حجّت‌الاسلام و المسلمین مهدی‌پور: تشرّفات، فراوان بوده و هر كدام از آنها كاربردها و پیام‌های متعدّدی برای ما كه در دوران غیبت محروم هستیم، دارند؛ امّا تشرّفی كه خودم در طول زندگی از آن خیلی بهره برده‌ام, تشرّفی است كه حدود نود سال پیش در «هند» واقع شده است.
من این تشرّف را با یك واسطه از شاهد ماجرا نقل می‌كنم. واسطه، مرحوم آیت‌الله سيّدنورالدّین میلانی فرزند مرجع بزرگوار آیت‌الله سيّدمحمّدهادی میلانی است كه ایشان از كلیددار حرم مطّهر حضرت سيّدالشّهدا(ع) نقل می‌كند (مرحوم آیت الله میلانی امام جماعت حرم آقا امام حسین(ع) بودند). در حدود نود سال پیش، كلیددار حرم آقا امام حسین(ع) به هند رفته بود. آنجا خدمت یكی از علمای بزرگ، به نام سيّد فرزند علی رسیده و چند روز در محضرشان مهمان بوده است. روز دوشنبه‌ای یكی از هندوهای گاوپرست نزد ایشان می‌آید و می‌گوید: مشكلی دارم كه گفته‌اند شما راه‌حلّی برای مشكل من دارید. پرسیده بود: مشكل شما چیست؟ او هم جواب داده بود: به من تهمت قتل عمد زده‌اند و در مدّتی كه در زندان بوده‌ام, وكیلی از «انگلستان» گرفتم كه به او بیست و پنج هزار روپیه دادم؛ ولی نتوانست از من رفع اتّهام كند. قرار بود امروز من اعدام شوم كه با پیگیری‌های وكیلم یك هفته به من مهلت دادند تا دوشنبه هفته بعد اعدام شوم. دستم از همه جا كوتاه است و تنها راه پیش روی من این است كه دوشنبه با پای خودم به پای چوبه دار بروم. به من گفتند شما آقای بزرگواری دارید كه اگر او بخواهد، می‌تواند مشكل مرا حل كند. من آمده‌ام و از شما می‌خواهم كه به هر وسیله‌ای است از آن آقا بخواهید كه مشكل مرا حل كند. من آدم ثروتمندی هستم. نصف همه اموالم را به شما می‌دهم. ایشان در پاسخ می‌فرماید: بلی. ما چنین آقایی داریم ولی تو خودت باید به دنبال ایشان بروی. می‌پرسد: چطور بروم؟ می‌گوید: شما به بازار بروید. یك دست لباس كامل بخرید. (چون آن آقا هندو بوده و حتّی اگر به داخل اقیانوس می‌رفت، بدنش پاك نمی‌شد، ایشان خواسته بود كه ب

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 مهمترین سرمایه مردم آخرالزمان  [ يكشنبه، 31 خرداد ماه، 1394 ] 324 مشاهده
 مهدویت در اندیشه شهید مطهری  [ دوشنبه، 19 خرداد ماه، 1393 ] 665 مشاهده
 اعمال روز عید غدیر/ نحوه عقد اخوت در روز ولایت  [ چهارشنبه، 1 آبان ماه، 1392 ] 1340 مشاهده
 علت غیبت امام زمان چیست؟  [ جمعه، 8 خرداد ماه، 1394 ] 439 مشاهده
 مولایِ جان... سلام. صبح جمعه تان به خیر!!  [ جمعه، 18 ارديبهشت ماه، 1394 ] 1578 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب