در نظر داریم که سلسله مطالب کوتاهی را تحت عنوان علائم ظهور خدمت شما بازدید کنندگان گرامی عرضه کنیم، این مطالب در موضوعات مختلفی ارائه خواهد شد، امیدواریم مورد رضایت شما واقع شود.

در میان نشانه ها شماری از آنها به روشنی به عنوان: (علائم حتمی ظهور), یاد شده اند. منظور از نشانه های حتمی در مقابل غیرحتمی, ظاهراً آن است که تحقق پدیدار شدن آنها, بدون هیچ قید و شرطی, قطعی و الزامی خواهد بود, به گونه ای که تا آنها واقع نگردند, حضرت مهدی(ع) ظاهر نخواهد شد. اگر کسی پیش از واقع شدن نشانه های حتمی, ادعای ظهور مهدی(ع) را بکند, ادعایی است نادرست.


 

در میان نشانه ها شماری از آنها به روشنی به عنوان: (علائم حتمی ظهور), یاد شده اند. منظور از نشانه های حتمی در مقابل غیرحتمی, ظاهراً آن است که تحقق پدیدار شدن آنها, بدون هیچ قید و شرطی, قطعی و الزامی خواهد بود, به گونه ای که تا آنها واقع نگردند, حضرت مهدی(ع) ظاهر نخواهد شد. اگر کسی پیش از واقع شدن نشانه های حتمی, ادعای ظهور مهدی(ع) را بکند, ادعایی است نادرست.

در برابر اینها نشانه های غیرحتمی است, یعنی مقید و مشروط به اموری هستند که در صورت تحقق آنها, به عنوان نشانه, پدید می آیند. به عبارت دیگر, نشانه های غیرحتمی, شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان(ع) ظهور کند. امامان معصوم(ع) به خاطر مصالحی, از پدید آمدن آنها در دوره غیبت, خبر داده اند.

گروهی, نشانه های حتمی را نشانه هایی دانسته اند که در آنها (بداء) حاصل نمی شود. برخلاف نشانه های غیرحتمی که ممکن است (بداء) حاصل شود و تغییر یابند و یا به کلی حذف شوند.

ولعلّ المراد بالمحتوم مالابدّ من وقوعه ولایمکن ان یلحقه البداء.

شاید منظور از حتمی آن باشد که از پدید آمدن آن گریزی نیست و امکان ندارد که (بداء) در مورد آن حاصل شود.

در روایتی (محتوم) در برابر (موقوف) به کار رفته است.

امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه:

ثم قضی أجلاً وأجل مسمّی عنده. می فرماید:

انّهما أجلان, أجل محتوم و أجل موقوف.

قال له حمران: مالمحتوم؟

قال: الذی لایکون غیره.

قال: وما الموقوف؟

قال: هو الذی للّه فیه مشیة….

آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف.

حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست؟

فرمود: آن که غیر از آن نمی بوده باشد؟

عرض کرد: موقوف چیست؟

فرمود: آن [رخدادهایی است] که در آنها مشیتی از خداوند است. شاید پدید آیند و شاید نیایند].

از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون, استفاده می شود که منظور از (حتمی), یعنی قطعی و مسلم که خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نکرده است.

البته باید توجه داشت که حتمی و یا مسلم و قطعی بودن وقوع این نشانه ها, به این معنی نیست که پدیدنیامدن آنها محال است, بلکه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها, پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده کند, قطعی خواهد بود.

برای روشن شدن این مطلب, بایسته می نماید شرح دهیم که رخدادهایی که از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:

1. برخی از امور مسلم, به همان گونه که خبر داده اند, پدید می آیند و هیچ تغییری در آنها داده نمی شود. این دسته از امور, حوادثی هستند که شرایط اقتضای آنها فراهم است و مانعی در کار نیست. چنین اموری را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلاً بردارد, ولی چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم: (عدالت) (حکمت) و (لطف) خداوند ناسازگار است, تغییر آنها از سوی خداوند, محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدی(ع) که امکان ندارد تغییر کند, یا اصلاً برداشته شود, چنانکه خداوند, توان به انجام ظلم را دارد, ولی انجام آنها بر وی محال است.

2. دسته ای از رخدادها, مانند حالت نخست, اموری حتمی و قطعی هستند, ولی تبدیل و برداشتن آنها ناسازگاری با حکمت و عدالت خداوند ندارد. این امور, هر چند از جهت این که اسباب و شرایط ایجاد آنها, وجود دارد و باز دارنده ای هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت, حتمی هستند, ولی هیچ اشکالی ندارد که اراده خداوند آنها را تغییر دهد, یا آن را بردارد. نشانه های حتمی ظهور, از این گونه اند یعنی از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان, پیش بینی شده با نبودن بازدارنده بر سر راه پدید آمدن آن, تحقق آن قطعی و الزامی خواهد بود. با این حال, امکان دارد به اراده خداوند, تغییر کنند و یا محقق نشوند, پس حتمی بودن, به معنای آن نیست که محال است رخ ندهند.

3. دسته ای از رخدادها, آنهایی هستند که پدید آمدن آنها, در صورتی که بازدارنده ای پیش نیاید و با مقتضیات آنها موجود باشد, واقع خواهند شد. شمار زیادی از نشانه های ظهور که در روایات, پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت, پیش بینی شده است و به عنوان نشانه های غیر حتمی شمرده می شوند, از این گونه اند; از این روی امکان دارد, پدید آیند و امکان دارد پدید نیایند.

بنابراین, می توان نتیجه گرفت که نشانه هایی حتمی, از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها, پدید خواهند آمد. ولی محال نیست که خداوند آنها را تغییر دهد.

از آن جا که در روایات فراوانی, امامان(ع), بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تأکید کرده اند, می توان گفت که اراده خداوند, بر پدید آمدن آنهاست.

این نشانه های حتمی به چه مقدارند؟ در روایات اختلاف است. در شماری از اخبار, نشانه های حتمی ظهور, پنج عدد شده اند.

عمربن حنظله می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:

لایخرج المهدی حتی تطلع مع الشمس آیة.

در این روایت, گرچه تعبیر (حتمی) به کار رفته, ولی از سیاق آن پیداست که تا چنین نشانه ای با خورشید ظاهر نشود, حضرت مهدی(عج) ظهور نخواهد کرد.

در میان نشانه هایی که بدانها اشاره کردیم, حتمی بودن نشانه های پنجگانه: خروج سفیانی خروج یمانی, صیحه آسمانی, قتل نفس زکیه و خسف در بیداء روشن است, زیرا از روایات فراوانی که در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد, حتمی بودن آنها استفاده می شود.

نعمانی می نویسد:

… ثم حققوا کون العلامات الخمس التی اعظم الدلائل والبراهین علی ظهور الحق بعدها, کما بطلوا امر التوقیت

سپس نشانه های پنجگانه را که بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشکار شدن حق است, ثابت کرده اند همان گونه که مسأله مشخص کردن زمان معیّن را برای ظهور, باطل کرده اند.

نعمانی, در این سخن, ضمن آن که بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاکید می ورزد, آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه های ظهور نیز می داند.

ولی حتمی بودن سایر نشانه ها مورد اشکال است; زیرا طلوع خورشید از مغرب, ندا و اختلاف بین حاکمان بنی عباس, از روایت ابی حمزه استفاده می شود که مرسله است و نمی توان بر آن اعتماد کرد. افزون بر این, چنانکه خواهیم گفت, احتمال می رود منظور از (نداء), همان صیحه آسمانی باشد که از نشانه های پنجگانه بود و (طلوع خورشید از مغرب) نیز, گذشته از ضعف سند آن, بر ظهور خود حضرت مهدی(ع) تطبیق شده است. از آن جا که این نشانه ها در برخی روایات در ردیف (و خروج القائم من المحتوم) آمده این احتمال وجود دارد که از نشانه هایی حتمی برپایی قیامت, باشند نه نشانه های ظهور.

همچنین روایت (ظاهر شدن دستی با خورشید) اولاً, زیادبن مروان در سند روایت توثیق نشده, ثانیاً, در برخی از نسخه ها, به جای (کف یطلع من السماء), کسف یطلع من السماء) است; از این روی, احتمال دارد, مراد پدید آمدن کسوف باشد.

ظاهر شدن نشانه ای با خورشید, که به عنوان نشانه حتمی ذکر شده, سخن معصوم(ع) نیست, سخن ابن عباس است.

غیر از این مواردی که یاد کردیم, موارد دیگری نیز در کتابهای روایی, به عنوان نشانه های حتمی آمده, ولی با توجه به اسناد ضعیف آنها, نمی توان به حتمی بودن آنها, بلکه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس, شیخ مفید, اصل تقسیم نشانه ها به حتمی و غیرحتمی را امری مسلم دانسته, ولی بر این باور است که حتمی بودن همه آنها روشن نیست. بنابراین ظاهراً علائم حتمی ظهور همان پنج تا است که در ادامه مقاله آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.


علائم ظهور نشانه حتمی

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

مرتبط باموضوع :

 شش‌ ماه پایانی قبل از واقعه ظهور  [ پنجشنبه، 21 آبان ماه، 1394 ] 298 مشاهده
 رمضان با مهدی ( حدیث 26 )  [ دوشنبه، 22 تير ماه، 1394 ] 450 مشاهده
 رمضان با مهدی ( حدیث 6 )  [ سه شنبه، 2 تير ماه، 1394 ] 273 مشاهده
 رمضان با مهدی ( حدیث 3 )  [ شنبه، 30 خرداد ماه، 1394 ] 333 مشاهده
 عصر ظهور در كلام امام باقر علیه‌السلام  [ پنجشنبه، 11 ارديبهشت ماه، 1393 ] 15894 مشاهده

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]

امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب